احمد بن محمد حسينى اردكانى

394

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

معتدلى نزول مىكند ، و در آن وقت شمس در برج دلو است كه به صورت انسان است و عطارد در اوّل برج جدى و به نظر تسديس به مشترى ناظر است و طالع برج حوت است و قمر مقارن عطارد در دلو . پس چون آن بخار مرتفع ابر شد و باران گرديد ، بر زمين معتدلى كه تربتش پاكيزه و خالص و از جميع طعومى كه مخالف عذوبت است خالى باشد مىبارد . و آن زمينى است شديد البياض و متخلخل ، و سيل موضعى از آن را گود مىسازد به مثابهء بئر صغيرى كه عميق نباشد ، و اين آب در آن چاه داخل مىشود و به تربت آن چاه مىآميزد و امتزاجى معتدل پيدا مىكند . پس به حرارت باطن زمين گرم مىشود گرم شدنى به اعتدال و از آن گرم شدن اجزاء لطيفهء آن ميل به علو مىكند . و چون به اجزاء لطيفهء بارده كه بر بالاى آن است مىرسد سرد و متكاثف شده برمىگردد . و در اين صعود [ 337 ] و نزول بسيارى از اجزاء مائيّهء آن به تحليل مىرود و به سخونت و حركت بر لطافت آن مىافزايد تا آنكه در طول زمان روغنى مىشود رطب و سيّال . و چون شمس به برج جوزا رسيد و هوا و ظاهر زمين گرم شد آن روغن مىخشكد و به گرمى باطن و ظاهر زمين منعقد مىگردد . و چون آن زمين متخلخل المسامّ است نسيم از آن مسامّ در اين روغن نفوذ مىكند و آن را منتفخ مىسازد انتفاخى اندك . و پيوسته حرارت ظاهر ارض زيادتى بهم مىرساند و هر روزه در آن روغن عمل مىكند تا آنكه اندكى منعقد و قوى و صلب مىگردد . پس در تصوير آن شروع مىشود به واسطهء حر و بردى كه در آن رطوبت عمل مىكنند . يبس و نسيمى كه به او مىرسد از جهت مباشرت و مخالطت نمىرسد ، بلكه از جهت حجاب لطيفى مىرسد . و چون آن روغن به اين حد رسيد بارى تعالى در مبادى عقليّه صورت آن را مصوّر مىگرداند و آن روغن در آن چاه به همان هيأت صورت مىگيرد ، و هر يك از كواكب تصوير جزئى از جسد آن را متولّى مىگردند و در او احداث چيزى مىكنند و متولّى نفس صورت انسانيّهء عطارد است به مشاركت زحل و قمر . و آن شخص انسانى در نزد كمال صورتش قاعد بر إليتين خود است ، و ذقنش بر روى ركبتين گذاشته است ، و ذراعها بر جسدش احاطه دارد ، و ساقهايش به هم ضم شده است . و