احمد بن محمد حسينى اردكانى

385

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

شعاع بصر بر جسمى صقيل افتد و در آن نفوذ نكند البته راجع مىگردد به سمتى كه زاويهء وصول به زاويهء خروج مساوى باشد . و بيانش آن است كه آب را سطح صقيلى فرض مىكنيم و ح را موضع ناظر با نيّر ، و زاويه‌اى كه از وصول شعاع به سطح صقيل حادث مىگردد و مسمّى است به زاويهء شعاع ، زاويه ا ه ح است و مساوى است با زاويهء ب ه د ، و موضع در ا ناظر در جزوه از سطح صقيل ملاحظه مىنمايد اگر شعاع شعاع بصر باشد و اگر شعاع باشد از موضع ه به موضع د مىتابد و شعاعى كه از موضع ح به موضع ر افتد به موضع ح منتهى مىگردد ، زيرا كه زاويهء ا ر ح مساوى است با زاويهء ب ر ح ، پس ح در موضع ر از صقيل مشاهد ناظر يا محلّ وقوع شعاع نيز مىشود . و ممكن نيست كه موضع ح در نقطه ه از صقيل مرئى گردد ، زيرا كه زاويهء شعاع ا ه ح اعظم است از زاويهء انعكاس ب ر ح و آن خطّ شعاعى كه به موضع ط از آن سطح منتهى مىگردد . و چون زاويهء شعاع در اين خط كه زاويهء ا ط ح است مساوى است با زاويهء انعكاس كه زاويهء ب ط ح است و زاويهء أولى كه زاويهء ح ه ر است در صورت بالمرّه بر طرف شده است ناظر خود را در موضع ط مشاهده مىكند . و چون اين مقدّمه معلوم شد مىگوييم كه : « قوس قزح حادث مىگردد از ارتسام ضوء [ 327 ] نيّر اعظم در اجزاء رشّيّهء صقيلهء صغيرهء متقاربهء واقعهء در غمام ، همان أجزائى كه زاويهء انعكاس شعاع بصرى از آن اجزاء به نيّر اعظم منتهى گردد . و امّا شرط صقالت در آن اجزاء به سبب آن است كه ارتسام در آن صورت تواند گرفت ، و شرط صغر براى آن است كه لون نيّر را حكايت كند و شكل آن را حكايت نكند ، و امّا تقارب در وضع براى آنكه به حسب حس متّصل گردد ، و امّا شرط وقوعش در غمام به جهت آنكه شعاع در آن اجزاء رشّيّه نفوذ نكند و قوس ظهور بهم رساند . « 1 » و توضيح آن اين است كه توهّم مىنماييم بر افق غربى ، مثلا ، نصف كرهء غيم را به نحوى كه دايرهء نصف آن كره قائم بر افق باشد ، و نقطهء مركزش بر نفس افق بوده ، سطح مقعّر آن كره به جانب مشرق باشد ، و نيّر واقع بر افق مشرقى به نحوى كه مركز نيّر منطبق بر افق باشد ، و مركز شمس را « ج » فرض نموده خطّى بر استقامت اخراج نماييم كه به مركز دايرهء

--> ( 1 ) - صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 171 .