احمد بن محمد حسينى اردكانى

379

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

صورت بعد از زمانى به سبب مذكور به گوش مىرسد . و غالب اين است كه با هر برقى رعدى باشد اگرچه مسموع نگردد ، زيرا كه نفوذ نار متحرّكه در سحاب البته صوتى حادث مىگردد . امّا با هر رعدى برقى باشد معلوم نيست ، زيرا كه نبايد كه در حركت هر ريح عاصفى كه از ابر بيرون مىآيد مادّه‌اى باشد كه مشتعل گردد . و آنچه بعضى گفته‌اند ، كه رعد از اصطكاك غيوم حاصل مىشود ، بعيد است مگر آنكه رياح در آن بهم رسد و آواز رعد به حسب رياح خارقه و سحب مخروقه و به سبب اوضاع [ 320 ] آنها به يكديگر و به اينكه مبدأ آن از كدام قسم است مختلف مىگردد . و صاعقه گاهى لطيف مىباشد كه در جسم متخلخل نفوذ مىكند و آن را نمىسوزاند و اگر به جسم مندمجى برخورد آن را مىگدازد . چنان كه گفته‌اند كه طلا در كيسه را مىگدازد و كيسه را نمىسوزاند مگر آنچه به اعتبار ملاصقه با طلا گداخته بسوزد . « 1 » و فاضل شارح مىگويد كه : « به تواتر به ما خبر رسيده كه در بلدهء ولادت ما ، يعنى شيراز ، صاعقه‌اى بر قبّهء شيخ عبد اللّه بن خفيف واقع شد و قنديلى كه در آن بقعه آويخته بود گداخت و چيزى ديگر را نسوخت » . « 2 » و امّا آثارى كه در جو مرئى مىگردد از قبيل شهب و نيازك و ذو ذنب و امثال آنها از دخان متكوّن مىشود ، زيرا كه صعود بخار تا به آن حد ميسّر نيست ، و پيش از آنكه به آن موضع برسد سرد مىشود و در دخان اجزاء ارضيّه هست كه حافظ حرارت باشد . و چون به طبقهء آخرين از هوا كه به اعتبار بعد از ارض و ماء حارّ بالفعل است و به كرهء نار هم نزديك است برسد مشتعل مىگردد . پس اگر مادّهء آن لطيف است به سرعت ملتهب مىگردد و شهب از آن حادث مىگردد . چون اجزاء آن مبدّل به نار صرف گرديد چنان به نظر مىآيد كه منطفى شده است به اعتبار آنكه نار صرف مرئى نمىشود . « و امّا مدّ اشتعال در آن ، سببش حركت نار از جانبى به جانبى ديگر نيست ، چنان كه بعضى توهّم نموده‌اند ، بلكه سببش ، چنان كه محقّق طوسى در شرح اشارات بيان فرموده است ، آن است كه اوّل طرف عاليش مشتعل مىگردد و بتدريج اشتعال تا آخر آن مىرسد ، و

--> ( 1 ) - ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، المعادن و الآثار العلوية ، صص 67 - 69 . ( 2 ) - صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 170 .