احمد بن محمد حسينى اردكانى

374

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

است . مانند كسى كه در زمستان داخل حمّام شود ، اگر در اوّل دخول آب فاترى بر بدن ريزد آن را گرم مىپندارد ، و بعد از ساعتى اگر همان آب به بدنش برسد سرد مىشمارد . و حال ابدان در شتا نسبت به ماء قنوات و آبار همين حال است ، يعنى بدن از آن آب سردتر است لهذا آن را گرم مىداند و در تابستان بدن گرمتر است و آن آب را سرد مىپندارد . و شيخ در دفع اين توهّم مىگويد كه : « اگرچه اين حالت نسبت به بدن گرم و سرد ممكن است . امّا در خصوص آب قنات و چاه چنين نيست كه ايشان گفته‌اند ، زيرا كه ما آب را در هر دو فصل امتحان نموديم و ديديم كه چون يخ را در زمستان در آن آب انداختيم زودتر گداخته شد از آنكه در تابستان در همان آب انداختيم . و گرم نمودن بدن در زمستان به نحوى كه معادل گرمى آن در تابستان گردد امرى صعب نيست . و چون چنين كرديم در زمستان آب را گرم يافتيم و در تابستان سرد . و بسيارى از آن آبها در زمستان قريب به آبى مىشود كه به يخ سرد شده باشد . و در احوال طبيعت نيز امور جزئيّه هست كه تكذيب اين رأى مىنمايد . و لكن حق در سبب آن اين است كه براى جسم طبيعت مبرّده و مسخّنه هست كه به طبيعت ذات خود را و آنچه مجاور يا متّصل آن باشد گرم و سرد مىسازد . [ 316 ] و چون قوّهء واحد در موضوع عظيم فعل كند فعلش در آن موضوع از فعل در موضوع صغير ضعيفتر و كمتر مىباشد و در موضوع صغير قويتر و بيشتر مىباشد . و اين امرى است كه تجربه دلالت بر آن دارد . پس مىگوييم كه چون در جسمى ، در خودش يا در مجاورش مبدأ مسخّنى باشد ، و آن مبدأ همهء آن را گرم سازد ، اثرش در كل اضعف از اثرش خواهد بود در آن چيزى كه اصغر از كلّ است . پس چون برد بر اجزاء ظاهر آن مستولى گرديد و فعل طبيعت مسخّنه در آن ظاهر ممتنع شد ، منفعل همان اجزاء باطنه خواهند بود و آنها از كل اقل‌ّاند ، فلهذا تسخّن و انفعالشان اشدّ از تسخّن كل خواهد بود به همين قوّه » . « 1 » اين است آنچه شيخ رئيس در اين مقام گفته است ، و مجال بحث در آن هست . و بالجمله معنى تعاقب به تجربه ثابت است .

--> ( 1 ) . ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، السماء و العالم ، ص 211 - 214 .