احمد بن محمد حسينى اردكانى

35

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

جهالت نهاده . هر آن دلى كه در اين خانه زنده نيست به عشق * برو نمرده به فتواى من نماز كنيد سقراط حكيم گويد : « قلوب المغرقين بالحقائق منابر الملائكة و بطون المتلذّذين بالشّهوات قبور الحيوانات الهالكة » . آخشيجان گنبد دوّار * مردگانند زندگانى خوار و بدان به تحقيق و راست از من بشنو كه نزد اهل بصيرت و علماى آخرت اين جماعت منكرين تجرّد نفس و نشأه الروح و از ظاهريّه و حشويّه‌اند ، و اكثر متكلمين و كافّهء اطبّاء و طباعيّين و اخوان جالينوس فى الحقيقه هنوز به مقام و مرتبهء انسانيّت نرسيده‌اند و از زمرهء اهل دانش و بينش نيستند ، و نور ايمان به آخرت كه ركنى عظيم از مسلمانى است بر دل ايشان نتابيده ، و در حقيقت از كفره‌اند هر چند به ظاهر حكم اسلام بر ايشان جارى است ، زيرا كه بناى اعتقاد به آخرت بر معرفت نفس است . و بر هر آدمى واجب است كه اين را بداند يا اعتقاد نمايد . اگر از اهل رأى و اجتهاد است از روى بصيرت ، و اگر از ضعفاء العقول است همچو عوام و صبيان از روى انقياد و تقليد ، و هر كدام نوعى از نجات دارند . اگر از اهل رأى و اجتهاد است و اعتقاد به خلاف آن دارد و استنكاف از تعلّم آن نموده عناد مىنمايد ، به عذاب ابد مبتلى خواهد بود ، همچنانكه اهل كفر مبتلىاند ، يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ ( ممتحنه ، 13 ) . و كاف تشبيه اشاره بدان است كه اين جماعت به ظاهر مسلمان‌اند و در حقيقت مماثل كفّار ، چه هر كه نداند كه آدمى چه چيز است و از كجاست نداند كه بازگشت وى با كجاست . و هر كه آدمى را جز اين قالب كثيف مركّب از اضداد يا جزئى از آن يا عرضى قائم بدان نداند و اعادهء معدوم را محال شمرد ، بايد كه لا محاله منكر معاد باشد ، و عجب آيدش كه آدمى كه در گور بريزد و بپوسد و طعمهء موران و ماران گردد چگونه يك بار ديگر به خود قيام نمايد و در نشأهء قيامت و رستاخيز از قبر برخيزد . پس از روى تعجّب و انكار و استبعاد در ردّ معاد چنين گويد كه أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ( اسراء ، 49 ) ، و زبان حال و مقالش اين نغمه و آهنگ سرايد كه : هَيْهاتَ هَيْهاتَ لِما تُوعَدُونَ ( مؤمنون ، 35 ) . هرگاه آدمى به مرگ تن فانى گردد و به فساد مزاج باطل و مضمحل شود ، پس رسول