احمد بن محمد حسينى اردكانى
346
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
و فرقهاى ديگر مىگويند كه جزء حارّى نمىباشد كه در آن حاملى و محمولى باشد ، به اين معنى كه جوهرى باشد و حرارتى كه آن جوهر حامل آن حرارت باشد ، بلكه حرارت بنفسها موجود است و جوهر [ 284 ] بنفسها موجود ديگر . و فرقهاى ديگر كون را تجويز مىنمايند و استحاله را انكار مىكنند . و گروهى ديگر هستند كه استحاله را جايز مىدانند و كون را انكار مىكنند . و بيشتر اين گروه آن كسانند كه عناصر را در اصل عنصر واحد مىدانند ، ماء يا نار يا هوا يا چيزى متوسّط ميان نار و هوا . پس اگر عنصر را نار دانند مىگويند كه عناصر ديگر به تكاثف آن حاصل مىگردد به حسب مراتب تكاثف ، و اگر غير نار دانند هم به تخلخل و هم به تكاثف حاصل مىگردد . و در هيچ يك صورت عنصر اصل مرتفع نمىگردد ، بلكه مثل ارض كه از نار حاصل شده است همان نار متكاثف است . و كمتر اين گروه آن كسانند كه براى عناصر بيشتر از يك اصل ثابت مىكنند و مىگويند كه اصل آن ارض و نار است يا ارض و ماء است و يا ارض و هوا و نار است ، و ماء در نزد صاحب اين مذهب هواست كه متكاثف شده است . و بالجمله منكرين كون و فساد بسيارند و سخنان ايشان در كتب مبسوط مذكور است . و شيخ در شفا بيشتر آنها را با ادلّهاى كه هر يك بر مذهب خود اقامه نمودهاند ذكر كرده است و راه فساد هر يك را جدا جدا ظاهر ساخته است . و نقل همهء آنها به طول مىانجامد ، و هر كه طالب آن باشد به آن كتاب رجوع نمايد . « 1 » فصل چهارم در ذكر اقسام كون و فساد كه به حسب مشاهده معلوم است بدان كه اقسام محتملهء حاصلهء از انقلاب هر يك از عناصر به سه عنصر ديگر دوازده است ، و شش قسم از آنها انقلاب هر يك از دو عنصر متلاصق است به ديگرى ، و چهار قسم از آنها انقلاب هر يك از متباعدين به يك واسطه است به ديگرى ، و دو قسم آن انقلاب هر يك از متباعدين به دو واسطه است به ديگرى . و مشهور اين است كه شش قسم متكوّن
--> ( 1 ) . ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، الكون و الفساد ، ص 77 - 85 .