احمد بن محمد حسينى اردكانى
340
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
و بعد از آن گفته است كه : « چون مبيّن گرديد كه جسم سماوى كه محدّد جهات حركات است مشتمل است بر همهء اجسام ، و هيچ جسمى خارج و مباين از آن نمىتواند بود . و هر جسمى كه باشد كه محيط بر آن باشد . و آن جسم محيط نمىتواند بود كه هيچ مبدأ حركتى در آن نباشد ، و معلوم شد كه هر چه مبدأ حركت مستقيمه در آن است بايد كه در داخل جسم محدّد واقع باشد ، پس در آن جسم مبدأ ميل مستدير خواهد بود . پس در جنس با محدّد مشارك خواهد بود . و مانعى از آنكه كرات كثيرهء متحرّكه بر يكديگر محيط باشد موجود نيست . و مقصود اثبات آن است كه اين عالم قياس به ما منتهى مىگردد به اجسام مستديرة الحركة ، و چون متناهى است بايد كه جسمى كه آخر اجسام است موجود باشد . و تمام آن جسم با آنچه در وسط آن است كلّيّهء عالم است ، و جسمى خارج از آن نيست . و هيولى غير متجسّمه نيز موجود نيست ، به اعتبار تلازم ميان هيولى و صورت . پس مادّهء خارجه كه متصوّر به صورت عالميّت تواند گرديد موجود [ 278 ] نيست . پس صورت عالميّت مخصوص به مادّهء واحده است كه جملهء امور محصوره در يك عالم به آن ملتئم گرديده است . پس وجود عوالم كثيره در امكان نمىگنجند . و عالم يك عالم تامّ است كه اصناف طبايع بسيطهء ممكنة الوجود با حركات مستديره و مستقيمه كه موجب حصول اكوان و تراكيب از آن بسايط گردد در آن موجود است . پس صانع عالم را قدرت بر آن است كه هر چه به مقتضاى طبايع ممكن الوجود باشد همه را در يك عالم ظاهر گرداند و به وجود عوالم كثيره احتياج ندارد . « 1 » فتبارك الله احسن الخالقين . فصل دوم در ذكر طبايع هر يك از اركان اربعه و بيان كيفيّت آنها بدان كه ارض بالطبع بارد و يابس است ، يعنى هرگاه مخلّى بالطبع باشد برودت و يبوست از آن احساس مىشود و خواصّى كه از لوازم برد و يبس است از آن ظاهر مىشود . و
--> ( 1 ) . ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، السماء و العالم ، ص 75 - 76 .