احمد بن محمد حسينى اردكانى

327

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

سفليّات محصّل امتياز اطراف فلك است از يكديگر ، و به اين ، ترجيح مىيابد بعضى مواضع به قبول بعضى صور و به مقدار خاصّى از آنها . و عدم اطّلاع بشر بر تفصيل امرى دلالت بر نفى آن نمىكند . هفتم : آنكه اگر نفس فلك عالم بر حركات و لوازم حركات خود باشد : يا اين است كه براى آن ، علوم غير متناهيه خواهد بود متعلّق به كائنات از حركات و غير حركات كه در ازمنهء غير متناهيه شيئا بعد شىء به حسب ترتّب ازمنهء وجود آنها حاصل خواهد شد ، و يا اين است كه براى آن علوم متناهيه متعلقه به كائنات متناهيه حاصل است . و در قسم اوّل وجود سلسلهء غير متناهيهء مترتبهء موجوده بر سبيل اجتماع لازم مىآيد ، زيرا كه حوادث غير متناهيه هر چند مجتمع نيستند ، لكن در صورتى كه صور ادراكيّهء آنها با ترتيب در ذاتى مدرك حاصل گردد غير متناهى مترتّب با اجتماع موجود خواهد بود ، و استحالهء وجود چنين سلسله مبرهن است . و در قسم ثانى لازم مىآيد كه حوادث يوميّه متناهى الصور باشند ، و تحقيق خلاف آن است . و فاضل شارح مىگويد : كه براى كسانى كه نسبت مقادير حركات را به يكديگر به اعتبار ازمنهء عودات عددى مىدانند و رصد نيز مؤيّد آن است . در جواب مىگوييم كه نقوش كائنهء در مدارك افلاك منطبعهء ساريهء در اجرام آنها متناهى است ، و از آن ، تناهى صور كائنات لازم نمىآيد ، زيرا كه تكرار وضع فلكى در نزد ايشان موجب تكرار حوادث است از صور جسمانيّه و غير آنها ، بعد از مرور الوف بسيار . چنان كه حق تعالى مىفرمايد : وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ ( طارق : 11 ) . [ 264 ] و صاحب اشراق و متابعان او اين مذهب را پسنديده‌اند . و براى حوادث در نزد ايشان ضوابط كلّيّهء حاصلهء در نفوس افلاك از مبادى آنها هست . و آن ضوابط كلّيّه واجبة التّكرار است ، به اين معنى كه حوادث زايل مىشوند و شبه آنها عود مىكنند ، نه عين آنها ، به جهت امتناع اعادهء معدوم . پس هر گاه نفوس فلكيّه منتقش به نحو كبريات اقترانيّات يا صغريات استثنائيّات باشند ، به اين معنى كه كلّما كان كذا كان كذا ، و امور جزئيّه را هم تخيّل توانند نمود و تخيّل وصول به هر نقطه نيز تواند كرد به نحو ادراك صغريات اقترانيّه و كبريات استثنائيّه ، يعنى لكن كان كذا أو ليس بكذا ؛ پس براى آن خواهد بود علم به لوازم حركاتش ، به