احمد بن محمد حسينى اردكانى
322
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
( يس ، 40 ) . و جمع به واو و نون در لغت عرب براى عقلاست . و ايضا مىفرمايد : وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ ( يوسف ، 4 ) . و ايضا مىفرمايد : « و أوحى في كلّ سماء أمرها » . و در صحيفه كامله سيّد السّاجدين ، صلوات اللّه عليه و على آبائه الطّاهرين و أبنائه المعصومين ، مذكور است در مخاطبه به قمر : « أيّها الخلق المطيع » ، إلى آخرها . و براى اين مطلب دليلى است تام ، زيرا كه اتّصاف به طاعت و جدّ و تعب و تردّد در منازل و تصرّف [ 258 ] در فلك بدون حيات و اراده ميسّر نمىگردد . و اگر كسى گويد كه اگر حركت فلك اختيارى حيوانى باشد بايد كه مختلف باشد ، مثل حركات حيوانات . مىگوييم : كه فعلى كه از حيوان به واسطهء داعيهء واحدهء مستمره صادر مىگردد مختلف نمىتواند بود ، بلكه بر يك طريقهء مستمرّه خواهد بود ، زيرا كه اختلاف افاعيل لازم اختلاف اختيارات است كه از دواعى و اغراض مختلفه منبعث مىگردند ، و لازم نفس اختيار نيستند ، و إلّا استمرار بر فعل واحد از مختار محال خواهد بود . و چون در فلك اختلاف دواعى نيست فعل ارادىاش بر نهج واحد خواهد بود . و به اين اعتبار در كلام اوائل وارد شده است كه حركت فلك بالطّبع است . و شيخ رئيس اين عبارت را تفسير نموده است كه وجود حركت در جسم افلاك مخالف با مقتضاى طبيعت جسم آنها نيست ، زيرا كه آنچه محرّك آنهاست اگر چه قوّه طبيعيّه نيست ، لكن مانند شىء طبيعى است براى آن جسم و از آن غريب نيست . و بطلميوس در كلمهء چهارم از كتاب ثمره گفته است كه هر گاه مختار طلب افضل نمايد و بر آن لازم باشد ميان آن و طبيعى فرقى نخواهد بود . و شيخ در شفا گفته است كه هر قوّه ، به توسّط ميل ، محرّك است . و ميل چيزى است كه در جسم متحرك محسوس مىگردد . و اگر كسى جسم را از روى قسر ساكن گرداند ، احساس مىنمايد كه ميل با مسكّن ، در طلب حركت ، مقاوم مىگردد . و ميل غير حركت است و غير قوّهء محرّكه است ، زيرا كه قوّهء محرّكه در نزد إتمام حركت موجود است و ميل موجود نيست . و همچنين در حركت أولى ، محرّك پيوسته إحداث ميلى بعد از ميلى در جسم مىنمايد . و مانعى از آنكه كسى آن ميل را طبيعت گويد نيست ، زيرا كه ميل نه نفس