احمد بن محمد حسينى اردكانى

312

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

فصل پنجم در بيان آنكه در طبع فلك مبدأ ميل مستقيم نيست و در شرح هدايه دو دليل بر اين مطلب مذكور است : اوّل : آنكه حركت مستقيمه بر فلك ممتنع است ، چنان كه مذكور شد . پس اگر مبدأ ميل مستقيم در آن باشد معطّل و ضايع خواهد بود ، [ 247 ] و در وجود چيزى كه معطّل باشد نمىباشد . و دوم : آنكه چون فلك بسيط است تركيب قوى و طبايع در آن نمىتواند بود ، و بايد كه صاحب طبيعت واحده باشد و مقتضاى آن طبيعت ميل مستدير است ، پس ميل مستقيم براى آن نمىتواند بود . و إلّا بايد كه طبيعت فلكيّهء واحده دو امر متنافى را اقتضا نمايد ، يعنى هم توجّه به چيزى را به حركت مستقيمه اقتضا كند و هم صرف از آن را به حركت مستديره ، و اين محال است . و بر اين دليل ايراد نموده‌اند كه اگر چه ميل مستقيم توجّه به سوى جهتى را اقتضا مىكند ، لكن مسلّم نيست كه ميل مستدير صرف از آن را اقتضا نمايد ، بلكه نه توجّه را اقتضا مىكند و نه صرف را . و از آن جواب داده‌اند كه اگر چه ميل مستدير اقتضاى صرف كلّ جسم نمىكند ، لكن اقتضاى صرف اجزا بالبديهه مىنمايد . پس اگر دو ميل در يك جسم جمع شود تحقّق توجّه و صرف با هم از طبيعت واحده نسبت به اجزا لازم مىآيد ، و اين محال است . و آنچه در حواشى فخريه مذكور است كه اين صرف بر وجهى است كه باز به توجّه برمىگردد ، پس منافاتى در اينجا نيست ، ظاهر البطلان است . و ايرادى ديگر بر اين مطلب آن است كه طبيعت عنصرى اقتضاى حركت مىكند در حالتى كه از حيّز طبيعى خارج باشد و در حال حصول در حيّز اقتضاى سكون مىنمايد ، پس چه مانع است از آنكه در طبيعت فلك دو حالت باشد كه به توسّط يكى اقتضاى ميل مستقيم نمايد و به توسّط ديگرى اقتضاى ميل مستدير نمايد . و آنچه محال است آن است كه طبيعت بانفرادها اقتضاى در امر متنافى نمايد ، امّا به حسب دو اعتبار محال نيست .