احمد بن محمد حسينى اردكانى

303

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

نهايات جسم من حيث هو مجموع است ، اين معنى در غير جسم كرى متحقّق مىتواند شد . مثلا در مكعّب نقطه‌اى فرض مىتوان كرد [ كه ] غايت بعد از مجموع نهايات آن من حيث المجموع بوده باشد ، اگر چه غايت بعد از هر جزء از اجزاء آن نخواهد بود ؛ و اگر مراد غايت بعد از هر يك از اجزاء آن است ، اين معنى چنان كه در غير كرى متحقّق نمىگردد در كره نيز متحقّق نمىشود ، زيرا كه مركز غايت بعد از هيچ قطعه‌اى از قطعات محيط نيست . و دفعش : آن است كه محيط كره سطح واحد است ، و هر نقطهء غير مركز به آن اقرب است ، و اختلاف نقطهء مركز نسبت به اجزاء مفروضه در محيط [ مبتنى بر مجرّد فرض است و توهّم ] ، و هر نقطه امور غير محقّقه را هيچ اعتبار نيست ، به خلاف غير كرى كه قطعات در آن موجود است . پس مركز غايت بعد است در جسم كرى . بلى اين قدر هست كه مفاد اين برهان بجز آن نيست كه جسم محيط بر اجسام مستقيمة الحركه بايد كه سطح مقعّرش كرى باشد . و حكماء طبيعيّين را در اثبات كرويّت افلاك ادلّهء ديگر هست ، و از همه مشهورتر آن است كه فلك بسيط است و هر بسيطى كروى است ، و تمام آن موقوف است بر آنكه اثبات بساطت فلك به دليلى باشد كه مبتنى بر كرويّت و بر آنكه محدّد جهات است نباشد . و تحقيق آن در فصول آتيه مذكور [ 237 ] خواهد شد إن شاء اللّه تعالى . و از معلّم اوّل نقل نموده‌اند كه گفته است كه اگر مضلّع باشد در نزد خروج زوايا از احيازش خلأ لازم مىآيد و همچنين اگر بيضى يا عدسى باشد محتاج خواهد بود به فراغ و موضع خالى ، و اگر كره باشد محتاج به آن نخواهد بود . و فاضل شارح مىگويد كه اين بيان از اقناعيّات است و برهان نيست ، زيرا كه اگر بيضى متحرّك بر قطر أطول و عدسى متحرّك بر قطر أقصر باشد فراغ و موضع خالى ضرور خواهد بود . و شيخ رئيس از ثامسطيوس نقل نموده است كه بايد كلام معلّم را بر أحسن وجوه حمل نمود و گفت كه حركت دوريّه به هر وجه از وجوه كه حركت كند خلأ لازم نمىآيد ، به خلاف شكل بيضى كه بر قطر أقصر حركت نمايد و شكل عدسى كه بر قطر أطول نمايد . و در شرح هدايه مذكور است كه اين اعتذار موجب حسن كلام نمىشود ، زيرا كه