احمد بن محمد حسينى اردكانى
292
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
حاصل است با قطع نظر از حيّز ، و به اين جهت آن را طبيعى دانستهاند . « 1 » فصل سوم در تتمهء احوال اشكال بدان كه شكل طبيعى براى جسم بسيط كره است ، زيرا كه فاعل واحد كه طبيعت است در قابل واحد كه جسم است بجز فعل واحد متشابه عملى نمىتواند كرد . و هر مشكّل غير كره و اگر چه زاويه نداشته باشد مانند مشكّل بيضى و عدسى ، اختلاف ابعاد از مركز و اختلاف امتداد در طول و عرض در آن هست ، و اتّفاق بسايط در شكل مستدير بر دلالت بر اتّفاق آنها در طبايع نمىكند ، زيرا كه اختلاف معلولات موجب اختلاف علل است و اشتراك آنها موجب اشتراك علل نيست . و در شرح هدايهء فاضل علّامه مذكور است كه اگر چه بسايط در اصل استداره مشتركند ، ليكن براى هر يك استدارهء خاصّى هست كه مخالف استدارهء ديگر است به تخالف نوعى ، پس ناچار بايد كه علل آنها نيز به حسب نوع مختلف باشند ، و آن علل طبايع آنهاست كه عين صور نوعيّهاند . و از اين ظاهر مىگردد كه صورت جسميّه مشتركه سبب تشكّل آنها نمىتواند بود . علاوه بر آنكه تعيّن صورت جسميّه متأخّر است از مقادير مختلفه [ 224 ] به اختلاف طبايع . پس لابدّ بايد كه اشكال به طبايع مستند باشد . و اختلافاتى كه در كرهء ارض است به اعتبار آن است كه با اقتضاى كرويّت كيفيّت حافظه با آن هست كه هر شكلى كه براى آن اتّفاق افتد آن را حفظ مىكند . و منافاتى ميان اين دو اقتضا نيست ، بلكه ثانى مؤكّد اوّل است . و به سبب اسباب خارجيّه از قبيل رياح و امطار و سيول بالقسر از شكل طبيعى بيرون رفته است و يبوست حافظ شكل قسرى آن گرديده است . « 2 » و امّا اختلاف سطحين كه در كرات مجوّفهء صادرهء از طبايع فلكيّه و عنصريّه حادث گرديده است ، به اعتبار آن است كه هر يك از كلّيّات افلاك و عناصر اقتضاى مكانى خاص و
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الاثيرية ، صص 83 - 84 . ( 2 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الاثيرية ، ص 84 .