احمد بن محمد حسينى اردكانى
284
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
كره حركت كند به سمتى كه آن خطّ خارج از مركز مسامت خطّ غير متناهى شود بعد از آنكه موازى آن خط بوده است ، ناچار بايد كه در خطّ غير متناهى نقطهاى كه اوّل مسامته باشد پيدا شود . [ لكن ] حصول چنان نقطه محال است ، زيرا كه هر نقطه كه در آن خط فرض شود فوق آن نقطه ديگر خواهد بود ، و اين خود معلوم است كه خطّ خارج [ 214 ] از مركز مسامت با هر يك از نقاط مفروضه در خطّ غير متناهى مىگردد و مسامته با نقطهء فوقانيّه پيش از مسامته با نقطه تحتانيّه است ، زيرا كه مسامته با هر نقطه به ميلى خاصّ است از موازات آن خط و به حصول زاويهء خاصّهاى است در ميان دو خط يا در ميان خطّ موازى و موضع ميل ، پس مسامته با هيچ نقطه به زاويه حاصل نمىگردد مگر آنكه قبل از آن مسامتهء ديگر حاصل مىشود به زاويهاى اقلّ از آن زاويه با نقطهاى كه فوق آن نقطه است . و چون نقاط غير متناهيهاند ، محال است كه نقطهاى يافت شود كه اوّل نقطهء مسامته باشد ، و لكن بايد كه اوّلى براى آن يافت شود ، زيرا كه حركت حادث است و براى آن ابتداء به معنى طرف هست اگر چه « آن » اوّلى كه در آن حادث گردد براى آن نمىباشد نه به معنى طرف و نه به معنى ديگر . و بر اين برهان قدحى كه وارد آوردهاند اين است كه حدوث زاويهء مسامته مثل حدوث ساير زوايا از امورى است كه اوّلى براى زمان حدوثش نمىباشد ، پس واجب نيست كه براى نقاط مسامته نقطهء اولى باشد ، چنان كه در حدوث زاويههايى كه به ازاى آن است زاويهء أولى نمىباشد ، زيرا كه هر زاويه كه در آنى حادث گردد . زاويهء ديگر اقلّ از آن در آن قبل از آن حادث شده است ، پس نه زاويه خواهد بود كه به اوّليّت مطلقه موصوف گردد و نه نقطهاى كه موصوف به اوّل مسامته باشد . و صاحب اسفار در دفع اين قدح گفته است كه اگر چه براى حدوث زاويه « آن » اوّلى كه به حركت در آن حادث گردد نمىباشد ، لكن حدّ اوّلى كه وجودش از آنجا ابتدا شود مىباشد ، مانند ساير امور [ 215 ] تدريجيّة الحدوث ، پس چنان كه براى حدوث زاويهء تدريجيّة الحدوث اوّلى به معنى طرف مىباشد بايد كه براى حدوث خطّى كه از سيلان نقطهء تقاطع خطّ غير متناهى و خطّ مسامت حادث مىگردد اوّلى به معنى طرف كه از آن ابتدا شود