احمد بن محمد حسينى اردكانى

263

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

زقّ مملوّ از ماء يا از هوا در صورتى كه چيزى از آن كم شود ، و دوم در جسمى كه ثقبه‌اى در آن بهم رسد ، و سوم در شمعهء مجتمعه كه منبسط گردد ، و جسمى كه به اقسام متوازيه منقسم شود ، لكن مساوات [ 191 ] ميان مكان و متمكّن از لوازم است . و قائلين به سطح از اين وجوه جوابها داده‌اند و شيخ رئيس بيشتر آنها را به بيانات طويلة الأذيال كه اين مختصر گنجايش ذكر آنها را ندارد ، جواب داده است و هر كه خواهد بايد به آن كتاب رجوع نمايد . و فخر رازى از دليل اوّل جواب داده است كه شكّى نيست در آنكه از آنچه شما فرض نموديد بعدى لازم مىآيد . امّا مفروض كه خلأ باشد محال است و مىتواند شد كه از محالى محالى ديگر لازم آيد . و بعضى از لزوم اجتماع سكون و حركت جواب داده‌اند كه حركت أينيّه استبدال امكنه نيست ، بلكه تغيّر نسبت است به امور خارجهء ثابته . و اين معنى در طير واقف و سمكهء واقفه ثابت نيست ، پس ساكنند در كواكب متحرّكه به حركت افلاك ثابت است پس متحرّكند ، و گفته‌اند كه معنى امتلاء مكان از متمكّن آن است كه هيچ جزئى از مكان خالى از متمكّن نباشد . و مشهور از قائلين به سطح آن است كه مكان هر يك از كرات سافلهء عالم سطح باطن ما فوق آن است مگر مكان كرهء اسفل كه مكانش سطح باطن آب و هواست و براى آن مكان طبيعى واحد نيست . و عمدهء دليل ايشان بر آنكه مكان سطح است : آن است كه اگر مكان بعد باشد لازم مىآيد اجتماع دو بعد كه در ماهيّت متماثلند . و چون دو مثل در يك مادّه جمع شوند أحدهما به اينكه عارض باشد و ديگرى نباشد أولى نخواهد بود از آنكه هر دو عارض باشند يا آنكه يكى عارض ديگرى باشد و هر يك ترجيح بلا مرجّح خواهد بود . و جواب آن : منع اتّحاد در ماهيّت است . و بسا باشد كه احتجاج بر ثبوت اتّحاد در اشاره موجب تجويز دو شخص بودن يك شخص واحد انسانى است . و جواب از آن ، بعد از منع مذكور ، آن است كه وحدت شىء به وحدت آثار و لوازم و