احمد بن محمد حسينى اردكانى
26
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
باشد ، اگر چه اين نيز از فضايل است . و ارسطاطاليس گفته است كه « حرّيّت ملكهء نفسانيّهاى است كه حارس نفس باشد حراستى جوهرى نه صناعى » . و بالجمله هر نفسى كه علاقهء بدنيّهاش ضعيفتر و علاقهء عقليّهاش قويتر باشد حرّيّتش بيشتر ، و هر نفسى كه به عكس آن باشد عبوديتش شهوات را بيشتر خواهد بود . و به اين معنى اشاره شده است در قول افلاطون ، در آنجا كه مىگويد كه « نفوس رذيله در افق طبيعت و ظلّ آنند ، و نفوس فاضله در افق عقل » . و چون اين معانى محقّق گرديد ، بايد دانست كه جميع فضائل نفسانيّه به اين دو فضيلت راجع مىگردد ، و اخلاق ذميمه با آن كثرتى كه دارد به اضداد اين دو فضيلت برمىگردد . و تزكيهء نفس از بعضى از اخلاق رذيله كافى نيست ، امّا غالب آن است كه ترك بعضى داعى بر ترك باقى نيز مىباشد ، و كسى از عذاب آنها خلاص مىباشد كه چيزى از آن در او باقى نماند . و چنان كه حسن در صورت ظاهره به حسن تمام اعضا حاصل مىگردد و قبح موقوف به قبح تمام اعضا نيست ، بلكه در صورتى كه يكى از اعضا قبيح باشد صورت حسن نخواهد بود . و همچنين در صورت باطنه بايد كه جميع اركان آن حسن باشد تا توان گفته كه حسن است . و اركان باطنى چهار است ، قوّهء علم و قوّهء شهوت و قوّهء غضب و قوّهء عدل در ميان اين امور . پس در صورتى كه استواء در اين اركان كه مجامع اخلاق غير محصورهاند حاصل شد حسن اخلاق بهم مىرسد . و امّا قوّهء علم ، اعدل و احسناش آن است كه در تحت ملكهاى باشد كه در اقوال فرق ميان صدق و كذب تواند نمود ، و در اعتقادات ميان حق و باطل ، و در اعمال ميان حسن و قبيح . پس اگر اين قوّه اعتدال پيدا كند ثمرهاى كه اصل همهء خيرات و رأس كلّ فضايل باشد از آن به حصول مىپيوندد . و ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ ( جمعه : 4 ) . و اعتدال قوّهء غضب آن است كه انبساط و انقباضش به اشارهء حكمت و شريعت باشد . و همچنين قوّهء شهوت . و امّا قوّهء عدل آن است كه قوّهء شهوت و غضب را در اشارهء دين و عقل نگاه مىدارد .