احمد بن محمد حسينى اردكانى
247
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
ديگر سبقت دارد ، و اگر مراد عدم سبقت بر جميع حوادث است براى حوادث جميعى نمىباشد كه چيزى بر آن سبقت گيرد ، پس آنچه گفتهاند كه : « ما لا يسبق الحوادث فهو حادث » عين محلّ نزاع است ، و در نزد خصم اجرام فلكيّه از حركت خالى نمىباشد و بر حركات سبقت به سبق زمانى ندارد ، يعنى هرگز از آحاد حركات خالى نمىباشد اگر چه متحرّك بر حركت تقدّم ذاتى دارد ، پس بايد كه به اثبات نهايت براى حوادث رجوع نمود . « 1 » تذييل صاحب كتاب اسفار گفته است كه [ 175 ] : « كسانى كه به حدوث عالم قائل شدهاند بر ايشان دشوار است كه محلّ خلاف را اظهار نمايند ، زيرا كه چون از ايشان پرسند كه مراد شما چيست در حيرت مىافتند . به جهت آنكه اگر بگويند كه مراد آن است كه به صانع مؤثّر محتاج است . خصم ايشان نيز به همين معنى قائل است به تمامتر وجهى ، زيرا كه قائل است كه [ عالم ] در حدوث و بقاء ذات و صفت به مؤثّر محتاج است . و اگر گويند كه مراد آن است كه عدم زمانى بر آن سبقت دارد نمىتواند كه اين معنى را محقّق گرداند ، زيرا كه جملهء ما سوى اللّه در نزد ايشان عالم است و زمان از جملهء عالم است ، پس چگونه مىتواند شد كه زمان بر عالم مقدّم باشد تا آنكه تقدّم عدم بر عالم تقدّم زمانى باشد . و اگر گويند كه مراد اين است كه عالم قديم نيست مىگوييم كه فيلسوف نيز مىگويد كه عالم قديم نيست ، زيرا كه واجب الوجود نيست . و اگر بگويند كه عالم دائم نيست . مىگوييم كه دائم به دو معنى اطلاق مىشود ، يكى بر استمرار وجود در زمان طويل ، و دوام عالم به اين معنى متّفق عليه است . و ديگر به اين معنى كه وقتى بود كه عالم در آن نبود . و اين معنى مخالف مذهب اوست ، زيرا كه پيش از عالم وقتى نبود كه عالم در آن نباشد . و اين قول به منزلهء آن است كه كسى بگويد كه پيش از وقت وقتى بود كه در آن وقت
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الاسفار ، ج 3 ، صص 152 - 159 .