احمد بن محمد حسينى اردكانى
245
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
تتمه ( احتجاج كسانى كه براى زمان بدايتى قائل هستند ) بدان كه كسانى كه براى زمان بدايتى ثابت مىكنند به چند وجه بر آن استدلال مىنمايند : اوّل : آنكه حوادث ماضيه قابل زياده و نقصان است ، و هر چه قابل زياده و نقصان است بدايت براى آن هست ، پس براى حوادث بدايت خواهد بود . و اين دليل : مبتنى بر آن است كه دورات ماضيه يا ازمنه يا عدد نفوس ماضيه را مجتمع فرض نموده براهين تناهى ابعاد در آن جارى گردانند . و جواب از آن مذكور شد . دوم : آنكه اگر حوادث ماضيه غير متناهى باشد بايد كه حدوث حادث يومى موقوف بر انقضاء غير متناهى باشد ، لكنّ التالى محال بالمشاهدة ، فكذا المقدّم . و دفع اين دليل : به آن است كه ممتنع از توقّف بر غير متناهى آن است كه توقّفش بر غير متناهى باشد كه هنوز حاصل نشده است ، و ظاهر است كه هر چه وقوعش موقوف بر ما لا يتناهى مستقبلى باشد ممتنع الوقوع است [ 173 ] . و امّا اگر بر غير متناهى واقع در ماضى باشد وقوعش ممتنع نيست ، زيرا كه هر وقتى كه در آن فرض شود مسبوق به غير متناهى خواهد بود . و اگر مراد اين باشد كه چيزى از حوادث واقع نمىتواند شد مگر بعد از ما لا يتناهى اين نفس محلّ نزاع است ، و حجّت بر بطلان نفس خود نمىشود . سوم : آنكه هر گاه براى هر يك از حوادث ابتدايى باشد بايد كه براى كل نيز باشد . و اين مغالطهاى است ناشى از اجراء حكم افراد بر كل . چهارم : آنكه حوادث ماضيه به ما منتهى گرديده است ، پس اگر غير متناهى باشد لازم مىآيد كه غير متناهى متناهى گردد . و جوابش : آن است كه ثبوت نهايت براى حوادث ماضيه در جهتى است كه در نزد ما است ، و اين نهايت منافى عدم نهايت در جهت ديگر نيست . پنجم : آنكه يا آن است كه در ازل چيزى از حوادث موجود است و يا موجود نيست .