احمد بن محمد حسينى اردكانى
240
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
قارّ است ، زيرا كه اگر قارّ و ثابت باشد يا مقدار مسافت خواهد بود يا مقدار مادّهء متحرّك . و هر دو باطلند ، زيرا كه در اوّل لازم مىآيد كه جميع حركات در مسافت متساويه متساوى باشند . و در دوم لازم مىآيد كه زيادتى مادّه به زيادتى آن و نقصانش به نقصان آن باشد و هر جسمى كه اصغر باشد در حركت أسرع و جسم اكبر أبطأ باشد ، پس امرى مقدارى متّصل غير قارّ موجود خواهد بود ، و آن امر زمان است » . « 1 » و امام رازى بر اين دليل اعتراض نموده است كه مشتمل بر دور است ، زيرا كه سرعت و بطء در آن اخذ شده است و زمان در مفهوم آنها مأخوذ است . و مراد از حركت از معيّت حركتين در اخذ و تركّب معيّت زمانى است كه اثباتش موقوف بر اثبات زمان است . و خود از اين اعتراض جواب داده است كه مطلوب از اين بيان اثبات حقيقت زمان است بر وجه مخصوص ، يعنى به اينكه كميّت حركت است و الّا علم به وجودش از اوّليّات است ، و از اين جهت گفتهاند كه زمان ظاهر الانيّه و خفىّ الماهيّه است ، و همان علم به وجود آن در قطع به تحقّق اين امور كافى است . و از آن : جواب مىتوان داد به منع توقّف علم به تحقّق اين امور بر علم به وجود زمان در خارج ، زيرا كه منكرين به وجود زمان نيز به بودن چيزى با چيزى و [ بودن ] حركتى اسرع از حركتى اعتراف دارند . و آنچه موقوف بر آن است همان ملاحظهء زمان است بر سبيل اجمال ، خواه موجود خارجى باشد و خواه ذهنى ، پس ممكن است كه [ 168 ] همان را وسيلهء اثبات وجود آن در خارج گردانيد . و بعد از اثبات اين معانى مىگوييم كه آن مقدار كه زمان است : يا اين است كه مقدار جسمى يا مقدار هيئتى قارّ است و يا مقدار هيئتى غير قارّ است . و شقّ اوّل باطل است ، زيرا كه زمان غير قارّ است ، و غير قارّ مقدار شىء قارّ نمىتواند بود ، زيرا كه از آن لازم مىآيد كه شىء بدون مقدارى كه لازم اوست يافت شود ، به جهت آنكه مطلق مقدار لازم شىء ذو المقدار است . « و اعتراض علّامهء قوشجى را ، كه هر گاه جسم به حركت كميّه حركت نمايد كم غير
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الاثيرية ، صص 107 - 109 .