احمد بن محمد حسينى اردكانى
228
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
و معلوم است كه مراد از آنچه گفته است ، كه ميل واحد علّت وصول و مفارقت نمىتواند بود ، مفارقت بر سبيل رجوع و انعطاف است تا آنكه منتقض به حدود مسافت نگردد . و امام رازى را بر اين دليل اعتراضات است : يكى : آن است كه اين بيان در حركات كيفيّه و كميّه صورت نمىگيرد ، زيرا كه ميل در آنها نيست ، و مبدأ اين برهان ميل است . و اين مؤاخذهاى است لفظى ، زيرا كه چون لفظ ميل به لفظ سبب قريب مبدّل گردد ساقط مىشود ، زيرا كه در نزد اختلاف مسبّب ناچار بايد كه سبب قريب مختلف گردد . و ديگر : آن است كه سكون زمانى و قابل انقسام است به انقسام زمانش ، پس هر مقدارى از سكون كه در ميان دو حركت فرض شود اكتفا به اقلّ از آن ممكن است ، پس چه چيز است كه سبب تعيّن زمان سكون مىگردد ؟ و جوابش : آن است كه حال جسم مختلف مىگردد به اختلاف عظم و صغر و كثافت و لطافت و ثقل و خفّت و غير اينها ، و مىتواند بود كه همين امور اسباب مقادير سكون باشد . و امّا ادلّهء منكرين وجود سكون بين الحركتين ، به تقرير شيخ رئيس در شفا ، يكى اين است كه هر گاه سنگ بزرگى از فوق به جانب تحت حركت كند و حبّهء صغيرهء مرميّه به جانب فوق در مسلك آن سنگ با آن معارضه نمايد و به آن مماس [ 153 ] گردد ، پس سكون آن حبّه در نزد تماس مستلزم سكون حجر هابط خواهد بود به واسطهء ملاقات حبّهء صاعده . و جواب مشهور : از اين شبهه آن است كه آن حبّه به مصادمهء ريح حجر راجع مىشود ، پس سكونش پيش از ملاقات حجر خواهد بود . و چون بر ايشان وارد مىآورند كه ملاقات حبّه با حجر مشاهد است كه در حال صعود حبّه است نه در حال رجوع ، چنان كه اگر تيرى به جانب آن افكنده شود ، بلكه مثل آنكه دست به سوى فوق حركت نمايد در نزد هبوط حجر ثقيل ، مىگويند كه وقوف جبل مستبعد است و محال نيست . و امام رازى گفته است كه اگر چه اين امر بعيد است لكن ممكن است و برهان بر آن اقامه شده است ، پس واجب است كه آن را التزام نمود . و فاضل علّامه در اسفار مىگويد كه كدام برهان اقتضاى اين معنى نموده است ؟ بلكه مقتضاى برهان ثبوت سكون است در ميان دو حركت حقيقيّه ، نه در ميان حقيقيّه و مجازيّه ، زيرا كه حركت بالعرض مثل حركت جالس سفينه سكون بالذّات است ، پس حركت اولى