احمد بن محمد حسينى اردكانى
195
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
نقله در موضوع واحد جايز است ، و اگر در حالى تعاندى بهم رسد به سبب ماهيّات آنها نيست ، بلكه به سبب اسباب خارجيّه است . و آنچه در تحت يك جنس [ 112 ] واقعند مانند تسوّد و تبيّض متضادند ، امّا آن هم به اعتبار ما منه و ما إليه ، نه به اعتبارى ديگر ، زيرا كه از آن شش چيز كه به حركت تعلّق دارد به جز اين دو امر منشأ تضادّ در حركت نمىتوانند بود ، زيرا كه در ذات آنها تضادّى نيست تا آنكه تواند كه موجب تضادّ در حركت گردد و در اين دو به وجهى از وجوه تضادّ است . پس حركات متضادّه آن حركاتند كه اطراف آنها متقابل باشد ، يا بالذّات مانند سواد و بياض ، و يا به قياس به حركت مانند آنكه مبدأ و منتهاى حركت واقع شوند ، چنان كه حركت از مبدئى معيّن به سوى منتهايى معيّن ضدّ حركتى است كه مبدأش منتهاى آن حركت و منتهايش مبدأ آن باشد . « 1 » فصل ششم در تحقيق مبدأ حركت قسريّه و اصحّ مذاهب در آن اين است كه طبيعت مقسور است به سبب تغيّرى كه در آن به فعل قاسر حاصل شده است . و نفس مدافعه براى حركت قسريّه كافى نيست ، زيرا كه آنچه از قاسر حاصل مىشود باقى نمىماند ، و آنچه حاصل است بتدريج حادث مىشود ، پس مبدأ آن طبيعت خواهد بود . و طبيعت در اعطاء ميول قسريّهء غير ملائمه مثل طبيعت است در اعطاء ميول ملائمه . و اين شبيه است به مرض و حرارت غريبه كه طبيعت مريض آن را احداث مىنمايد مادام كه از مجراى طبيعى خارج است تا آنكه برگردد به حالت صحّت و موجب افادهء امورى گردد كه ملائم آن است . و بتدريج ميل عارضى در حركت قسريّه به اسباب خارجه ضعيف مىگردد تا آنكه بالمرّه رفع مىشود و اثر ميل اصلى ظاهر مىگردد . و به اين اشاره نموده است شيخ رئيس در آنجا كه گفته است كه : اگر مصادمات هواى مخروق نباشد مرمى عود نمىكند مگر بعد از مصاكّهء با سطح فلك . و صاحب اسفار گفته است كه در اين قول شيخ اشكالى هست . و آن اشكال اين است كه سبب چيست كه مصادمات ميل طبيعى را ضعيف نمىگرداند ، [ 114 ] بلكه در آخر
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الاسفار ، ج 3 ، صص 200 - 201 .