احمد بن محمد حسينى اردكانى
167
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
نوعيّه ، مصادره است ، زيرا كه كلام در اتّحاد مادّه به صورت است و صورت شىء مصداق جميع معانى است كه بر مادّه صدق مىكند با آنچه به اعتبار صورت بر آن صادق است ، و صورت نوعيّهء حيوان بعينها قابل ابعاد و نامى و حسّاس است و آن جسم كه در وقت موت و فساد از او باقى مىماند غير از آن است كه با آن متّحد است به سبب شخص . و از وجه سوم ، جواب داده است كه مسلّم نداريم كه تركيب حقيقى ميان مجرّد و مادّى معقول نباشد هرگاه آن مجرّد به مادّى تعلّق تدبير و تصرّف داشته باشد و آنكه هر يك در تحت جنسى ديگرند قادح در آن نيست . و صاحب اسفار گفته است كه برهان حاكم است كه مادّهء شىء آن چيزى است كه مصوّر به آن شىء تواند شد ، نه آنكه ممكن نباشد كه مصوّر به آن شود . و ممكن نيست كه جسم به جوهر مفارق مصوّر گردد با هر اضافهاى كه فرض شود . بدان كه سيّد فاضل كامل ، يعنى امير غياث الدّين شيرازى ، از جمله كسانى است كه در باب تركيب اتّحادى مادّه و صورت اصرارى دارد . و علّامهء دوانى را بر او اعتراضات است و او را از آنها جوابهاست كه ذكر آنها مناسب اين مقام نيست ، و هر كه خواهد به مظانّش رجوع نمايد . و در اسفار مذكور است كه : « اين مطلب به اعتبار غموضتش كسى از مشهورين به حكمت بر وجه احكام و اتمام اذعان به آن ننموده است ، زيرا كه مبتنى است بر چند قاعدهاى كه مخالف مشهور است : مثل آنكه در هر چيز وجود موجود است ؛ و آنكه وجود واحد قابل شدّت و ضعف است ؛ و آنكه جوهر فى ذاته قابل حركت است ؛ و آنكه مادّهء شىء بعينها جهت ضعف در وجود آن شىء است و صورت آن جهت شدّت وجود آن است ؛ و آنكه بعضى از صور جسمانيّه ، مانند نفس ، با آنكه طبيعت جسمانيّه است ، مىتواند شد كه در آن قوّهاى باشد كه مادّهء [ 83 ] صورت مجرّده و متّحد با آن گردد به نحوى كه عين آن شود ، با آنكه پيش از آن عين مادّهء جسمانيّه بوده است ؛ و آنكه جايز است كه يك امر بسيطى عين ماهيّات بسيار باشد كه همهء آنها به وجود آن امر بسيط موجود باشند بر وجهى اعلى و