احمد بن محمد حسينى اردكانى
155
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
نسبت لازم خارج و صورت مكمّله نيست كه بعد از اتمام حقيقت و وجود شىء به آن ملحق گردد و براى هيولى وجود مستقلّ بالفعل نمىباشد مگر به صورت ، به اين معنى كه صورت نحو وجود خارجى هيولى و جهت تحصّل و تماميّت آن است . پس وجودش عبارت است از نقصان وجود صورت به حسب تشخيص نه به حسب نقصان ماهيّت خارجيّهء آن و قصور هر حيّز از توابع حقيقت مطلقهء آن است . و در موضع ديگر مبيّن گرديده است كه صورت در غير مادّهء أولى از موادّ ثانيه افادهء وجودى كمالى مىنمايد براى موضوع خودش كه به آن وجود موضوع كامل مىگردد به نوعى ديگر از صورت بعد از آنكه صاحب وجود فى ذاته و تحصّل نوعى فى نفسه است . و به اين سبب آن موضوع نسبت به آن صورت موضوع است به وجهى و مادّه است به وجهى ديگر . يعنى از آن حيثيّت كه براى موضوع فى نفسه با قطع نظر از لحوق آن صورت تحصّل و تعيّن خارجيّه هست و از آن حال مستغنى است نسبتش به حال نسبت موضوع به عرض است ، و به آن اعتبار كه نسبتش به اين تحصّل ثانوى و تنوّع آخرى نسبت نقص است به تمام و قوّه است به فعل ، مادّه است . و هيولى أولى فى ذاتها از جميع مراتب تحصّل و تنوّع عارى است مگر آن كه ضمّ به صورت گردد . پس حقيقتى براى آن نمىباشد مگر به ضمّ صورت به آن . « 1 » فصل هفتم در بيان تلازم هيولى و صورت از آنچه [ 69 ] معلوم گرديد كه صورت جسميّه به حسب ذات مستغنى از هيولى نيست و هيولى نيز بذاتها به صورت محتاج است ، دانسته مىشود كه بينهما علاقهء ذاتيّه هست و به مجرّد تصاحب اتّفاقى نيست ، و علاقهء ذاتيّه يا علاقهء تضايف است و يا علاقهء علّيّت و معلوليّت . و علاقهء تضايف ميان اين دو متحقّق نيست ، زيرا كه ذات هر يك قياس به ديگرى به حسب ذات معقول نيست ، اگر چه هيوليّت به حسب مفهوم داخل در تحت مضاف است ،
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 5 ، ص 143 - 144 .