احمد بن محمد حسينى اردكانى
152
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
صاحب ابعاد باشد جسم خواهد بود . و در صورتى كه حلول آنچه آن را صاحب وضع گرداند در آن ممكن نباشد هيولى نخواهد بود . دليلى ديگر : وجود هيولى در حالت تجرّد ، اگر معنى قابليّت بالفعل در آن هست ، پس در نزد تجرّد متصوّر به جسميّت خواهد بود . و اگر وجودش وجود قابل بالفعل نباشد بايد كه متقوّم بالذّات باشد بدون تقدّر و تكمّم . پس صاحب جزء نخواهد بود ، نه بالذّات و نه بالعرض و نه بالقوّه و نه بالفعل . پس چون مقدار عارض آن شود ، در نزد وحدت اتّصاليّه صاحب اجزاء بالقوّه مىشود . و در نزد كثرت انفصاليّه صاحب اجزاء بالفعل است . و از اين لازم مىآيد كه عروض امرى بر امرى ديگر مغيّر حقيقت و مبطل ذات معروض گردد ، و اين محال است » . « 1 » بدان كه مصنّف هدايه ، دليل بر اين مطلب را به اين سياق تقرير نموده است كه : « هيولاى مجرّد از صورت ، يا ذات وضع است يعنى قابل اشارهء حسّى است ، و يا ذات وضع نيست . و اوّل باطل است ، زيرا كه خالى از اين نخواهد بود كه قبول قسمت مىكند يا نمىكند . و ثانى باطل است ، زيرا كه هر چه ذات وضع به استقلال است البته قابل قسمت است . و اوّل نيز باطل است ، زيرا كه به يكى از مقادير ثلاثهء جوهرى راجع مىگردد . و ثانى از ترديد اوّل نيز محال است ، زيرا كه بعد از اقتران صورت جسميّه به آن يا در هيچ حيّزى حاصل نمىشود و يا در جميع احياز حاصل مىشود و يا در بعضى دون بعضى حاصل مىگردد . و دو شقّ اوّل [ 66 ] و ثانى بالبديهه باطل است و شقّ سوم مستلزم ترجيح بلا مرجّح است » . و فاضل شارح گفته است كه : « بر بيان استحالهء شقّ ثانى از ترديد اوّل ، اعتراض نمودهاند كه مىتواند شد كه صورت نوعيّه مقارن هيولى گردد كه از لحوق صورت جسميّه كه موجب احتياج به حيّز است منع نمايد . و از اين اعتراض دو جواب دادهاند : جواب اوّل : آن است كه اگر جوهر هيولى جوهر قابل صورت جسميّه نتواند بود ، جوهر معقول بالفعل خواهد بود ، نه هيولى ، زيرا كه حقيقت هيولى همان قوّه و استعداد
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 5 ، صص 138 - 140