احمد بن محمد حسينى اردكانى
143
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
لوازم است سؤال از سبب لزومش عود مىنمايد . و اگر از محلّش مفارقت مىتواند نمود ، در آن حال معدوم مىشود ، زيرا كه وجود فى نفسه ناعت همان وجودى است كه براى محلّ است و عدمش از محل عدم فى نفسه آن است و در صورت انعدام آن ملازمه زايل مىگردد به سبب زوال مقتضى آن ، و اين محال است . و امّا شقّ سوم كه سبب لزوم امرى مباين مجرّد باشد چون نسبت مجرّد به همهء اجسام يك نسبت است ، بايد كه براى اقتضاى موصوفيّت بعضى اجسام به فلكيّت مخصّصى داشته باشد مخصوص به فلك و جميع شقوق سؤال در آن رابط عود مىنمايد . پس بايد كه لزوم فلكيّت به سبب امرى باشد [ 56 ] كه محلّ آن است . و فلكيّت يا آنچه لازم آن است در آن حلول كرده باشند و آن شىء اقتضاى هر دو صورت را با هم مىكند تا آنكه مقارنت فلكيّت براى جرم فلك از امور لازمه باشد . و آن محل مسمّى است به هيولى . و بايد كه مخالف هيولاى ساير اجسام باشد و إلّا همان محالات لازم مىآيد . و بعد از ثبت احتياج اجسام فلكيّه به هيولى احتياج ساير اجسام به هيولى نيز ثابت مىشود بر عكس آنچه در ادلهء ديگر جارى مىگردد ، كه اوّل در اجسام عنصريّه ثابت مىشود و بعد از آن در اجسام فلكيّه . » و امام فخر رازى بعد از ايراد اين حجّت گفته است كه : « آن را بر بسيارى از اذكيا عرض نمودم و چيزى از مقدّمات آن را مقدوح نگردانيدند . و لكن براى خودم شكّى در آن بهم رسيد . و حاصل شكّش اين است كه اشتراك جميع اجسام در جسميّت مسلّم نيست و مىتواند بود كه جسميّت بعضى اجسام مخالف جسميّت بعضى ديگر بوده باشد » . و شارح علامه فرموده است كه : « هيچ شكّى در اشتراك اجسام در جسميّت نيست . و بيان آن خواهد آمد إن شاء اللّه تعالى و آن اصلى است محقّق كه بسيارى از مطالب بر آن مبتنى است . مثل اثبات صورت نوعيّه در اجسام ، و اثبات هيولى در افلاك ، و اثبات شكل طبيعى و حيّز طبيعى در هر جسمى ، و بسيارى از مباحث نفوس و قوى و كيفيّات و غير آنها . و امّا دليل امام به چند وجه مقدوح است : اوّل : آنكه مثل همين سؤال متوجّه است در بيان لزوم قطبيّت و سكون بعضى از اجزاء فلك ، و لزوم منطقيّت و سرعت حركت بعضى ديگر از اجزاء . و استناد آن به هيولى ممكن نيست ، زيرا كه در همهء فلك يك هيولى است . پس اگر اين اختلاف را به امور الهيّه و