احمد بن محمد حسينى اردكانى
140
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
و ايضا قوّه و استعداد فصل هيولى نمىتواند بود ، زيرا كه اگر جزء جوهر محض عرض باشد جوهر محض نخواهد بود . و ايضا استعداد نمىتواند كه حامل چيزى باشد كه استعداد آن چيز است ، زيرا كه استعداد شىء با حصول آن شىء باقى نمىماند . و از اين لازم نمىآيد كه هيولى با صورت باقى نماند . و كلام در حامل صورت است . و شارح فاضل در شرح هدايه مىگويد كه : « بسيار است كه الفاظ عرضيّه يا اضافيّه را اطلاق مىنمايند و به آنها از امور ذاتيّه تعبير مىكنند ، مثل الفاظى كه در عنوانات فصول اشياء جوهريّه استعمال مىنمايند ، از قبيل ناطق در فصل انسان و حسّاس و متحرّك بالإراده در فصل حيوان . و غرض ايشان آن چيزى است كه اين امور مرتّب بر آن مىگردد و مبادى اين اضافات است . پس مراد به استمداد و قابليّت در تحديد هيولى بودن آن است به حيثيّتى كه قوّهء صور و هيئات لازم ذات آن باشد ، نه نفس اين اضافات . و آنچه گفتهاند [ 53 ] كه قوّه در نزد حصول فعليّت باطل مىشود ، مراد ايشان آن است كه هر قوّهء خاصّى كه براى شىء خاصّى هست در نزد حصول آن شىء باطل مىشود . و امّا استعداد حصول اشياء غير متناهى هرگز باطل نمىتواند شد ، زيرا كه حصول جميع اشيا ممتنع است و إلّا بايد كه مقدورات واجب متناهى باشد . و آنچه مذكور شد كه جزء جوهر عرض نمىتواند بود ، اگر مراد به عرض آن است كه از لوازم مقولات تسع است ، يعنى موجود فى الموضوع ، مسلّم نيست كه فصل هيولى عرض به اين معنى باشد ، و اگر مراد آن است كه به حسب حقيقت جوهر نباشد ، اگر چه معنى جوهر بر آن صدق مىنمايد صدق عرضى مسلّم است ، و لكن امتناع تقوّم جوهر به عرض به اين معنى مسلّم نيست ، و پيش از اين مذكور شد كه فصل جواهر بسيطه به حسب ذات نه جوهر است و نه عرض ، و مع ذلك مفهوم جوهر بر آن صدق مىكند [ صدق عرضى ] و حقايق غير متأصّله مىتواند شد كه در تحت هيچ يك از مقولات عشر مندرج نباشد » . « 1 »
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 47 .