احمد بن محمد حسينى اردكانى
111
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
مقالهء دوم در اثبات هيولى در آن نه فصل است فصل اول در ذكر تفصيل مذاهب در ماهيّت جسم و بيان مفهوم هيولى احدى از اهل عقل و تميز اين معنى را انكار ننموده است كه در اجسام چيزى هست كه صور و هيئات بر آن وارد مىگردد و استحالات و انقلابات عارض آن مىشود ، زيرا كه بر هر صاحب تميزى معلوم است كه از نطفه حيوان حاصل مىشود و از بذر شجر و از هيزم خاكستر . پس مىگوييم كه خالى از اين نخواهد بود كه يا نطفه با حيوان باقى است به اين معنى كه بر يك چيز در حالت واحده هم نطفه صادق است و هم حيوان ، و يا اين است [ كه ] نطفه بكليّتها باطل شده است به نحوى كه چيزى از آن باقى نمانده است و حيوان حادث شده است ، و يا اين است كه جوهرى كه هيأت نطفگى در آن حاصل بوده است آن هيأت از آن مسلوب گرديده است و هيأت حيوانى در آن حاصل شده است . و دو قسم اوّل به اتّفاق كافّهء عقلا بالبديهه باطل است ، پس بايد كه در اجسام چيزى باشد كه قبول صور و هيئات بنمايد و به حسب ذات از جميع صور و اجسام خالى باشد . و آن چيز را هيولى و مادّه مىگويند و به اسامى ديگر به اعتبارات مختلف موسوم مىسازند ، و احدى را در آن مفهوم نزاعى نيست ، و اختلاف عقلا در ما صدق اين مفهوم است . و اشراقيّين و متابعين ايشان آن را نفس جسم مىدانند و مىگويند كه در جسم اصلا تركيب نيست ، و از آن حيث كه جوهر است جسم است و از آن حيث كه قابل صور و مقادير است مادّه است . مشّائين و تابعين [ 20 ] ايشان مىگويند كه آن جوهرى است بسيط كه تقوّمش به جوهرى ديگر است كه حالّ در آن است و موسوم است به صورت ، و از تركيب اين دو