احمد اديب پيشاورى

35

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )

در ملت ترسايان چهل و پنجروز روزه ميدارند و پس از آن عيدى كنند در كوچه درازى كه قريب بسه تير پرتاب راه خواهد بود محجرى مقرر كرده آئين بستند و طلا و جواهر بسيار در آن تعبيه كرده و از تخته‌ههاى چوب چهار آشيانه ميسازد زنان ايشان در طاقها كه از همه بلندتر است جا ميگيرند و خود را بزيب و زينت تمام آراسته در غرفها مىنشينند و از آن فروتر مردان ايشان جاى دارند و درجهء سيم براى كنيزان مهيا درجهء چهارم جاى غلامان مىنشينند و گاوميش جنگلى بسيار دارد مىآورند و در آنكوچه سربسته واگذارند و راه درآمد را نيز مسدود سازند و گاوميش در آنكوچه دراز درآرند و تفنگهاى گشاده دهان بر دست دارند و تيرها از شاخ درخت در كمال باريكى كه برگ از آن جدا نشده و پيكانى بر آن تعبيه نموده و پيش آن را مانند شستى كه به دهان ماهى نهند خم داده و در آن تفنگها نهاده به زور دهان بر آن گاوميش مياندازند و هنگامهء تماشا گرم ميسازند چنانچه از كثرت تيرباران تمام اعضاى آن گاوميش سالم نمىماند و از تنگى عرصه بهر جانب حمله مىآورد . گاه چنان مىشود كه چوبهاى ضخيم كه طاق بند را بالاى آن نموده‌اند بيك ضرب شاخ ريزه‌ريزه ميسازد و بناى حيات چندى از غلامانرا كه در درجه باشند از پا مىاندازد و سر گاوميش بدفعات در آن كوچه مىآرند كه بدان تيرها دمار از نهادش برمىآرند . هر سال چند غلام در آنمعركه كشته شود پس از آن عيد ايشان به آخر رسد . و اگر كسى از اعيان آنملك را روزگار بسر رسد اول او را در زمين دفن سازند و زياده از يكذرع زمين را حفر نمايند بتان خود را رو بجانب قبله نگاهدارند و روى ميت بسان بتان كرده در خاك سپارند بعد از يكسال