شمس الدين محمد بن محمود آملي

84

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

بدانچه كه غايت گيرند مزيل انفعالات باشد چه از شأن انفعالات آنست كه حادث شود تا به واسطه آن بمقصودى رسند و چون اين نغمات يكى از آنهاست كه گمان برند كه غايت انفعال‌اند . پس انسان و حيوان مصوت هرگاه به واسطه انفعالى باقصى مقصود رسد اين غايت را قائم مقام اقصى مقصود دارد و چنان داند كه بدآن انفعال به غايتى رسيده ، پس آن انفعال زايل شود چه انفعال از آن جهت مطلوب بود تا به دو باقصى مقصود يا آنچه نفس آن را قائم مقام اقصى مقصود خود سازد رسند چون آنچه مطلوبست از انفعال حاصل شود ازو مستغنى شوند و زايل گردد يا كم شود بدآن جهت كه كمال ميگيرند محدث انفعالات باشند چه كمالات چون متشوق بطبعند پس اين نغمات چندانكه زياده شوند تشوق بطبع زياده مىشود . پس هرگاه ما را ازين نغمات كه كمالند چيزى حاصل شد استدعاى آن كنيم كه اموريكه اين كمال بدان حاصل شد حادث شود . و حينئذ انفعال حادث شود يا زياده گردد بدآن جهت كه علامات انفعال گيرند محاكى آن باشد چه لوازم چون يكى از آنهاست كه به آن محاكات شىء كنند نغمه كه حادث شود از انفعالى و حالى ممكن باشد كه محاكات كنند مر آن انفعالات و احوالرا . باب دويم در حصر نسبت و استخراج ابعاد و مراتب آن در ملايمت و منافرت مشتمل بر چهار فصل : فصل اول در حصر نسبت