شمس الدين محمد بن محمود آملي

568

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

فصل سيم در منصوبه‌هاى بازى بازى در اين صورت كه نهاده است ( جدول 3 ) سرخ راست د او برد سرخ رخ خود را به خانه اسب نهد و شاه گويد . اگر سياه رخ سرخ را بفيل بردارد به دو بازى مات شود و اگر برندارد بناچار به طرفى نشيند باز سرخ شاه خواسته سياه را لازم شود بساه بردارد . پس بدان فرزين كه بسيم خانه رخ است شاه گويد يكخانه بالا رود بديگر فرزين شاه مات شود . صورت ديگر ( جدول 4 ) كه بازى سياه راست داوبرد و در اين صورت سياه بدان رخ كه بسيم خانه پيلست اسب سرخ را بردارد و شاه خواهد سرخ به ضرورت فيلش بردارد و الا مات شود سياه بدان رخ ديگر كه بچهارم خانه شاه است پياده را بردارد و شاه خواهد سرخ را لازمشود بار ديگر بفيل رخ سياه را بر داشتن و الا باسب سياه شاه مات شود . پس سياه به پياده كه بسيم خانه فرزين است شاه خواهد شاه بضرورت يكخانه از آن سوتر رود و سياه فيل را با اسب بردارد و شاه خواهد مات شود . صورت ديگر بازى سياه راست داو برد ( جدول 5 ) سياه آن يك رخ كه دارد بدويم خانه فيل آرد و شاه خواهد سرخ بفرزين رخ را بردارد كه اگر برندارد زودتر مات شود سياه فرزين را بسيم خانه پيل اندازد و شاه خواهد شاه سرخ را جز دو خانه نماند يكى خانه فيل و ديگرى خانه رخ اگر به خانه فيل رود با آن پياده سياه كه در پيش شاه است مات شود . و اگر به خانه رخ شود شاه سياه بسيم خانه رخ رود و سرخ هر چه خواهد ببازد و به همان پياده كه گفتيم مات شود و صورت ديگر ( جدول 6 ) كه بازى سرخ راست داو برد سرخ فيل را از ميان شاه سياه و رخ سرخ بردارد و در ميان رقعه‌اند از دوازعرى شاه خواهد