شمس الدين محمد بن محمود آملي
566
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
بيدق فرزين نشود باختن او همچو باختن شطرنج مرقعست مشهور كه اكنون است . اما هرگاه كه شاه درماند اگر تواند خود را در حصنها اندازد كه هيچ چيز بر او نيفتد الا آنكه راه او گرفته شود كه بحصن نتواند رفتن و صورت شطرنج ذوات الحصون اينست جدول و شطرنج ديگر هست كه آنشطرنج 4 در 16 است و آلات او را بوجهى كه در اينصورتست بايد باختن و باختن او به كعبتين است . اگر چون كعبتين بزنند يكى آيد پياده ببازد و اگر 2 آيد رخ و سه فرس و اگر چهار پيل و اگر پنج آيد فرزين و اگر 6 آيد شاه و البته آن بايد باختن كه در كعبتين بيايد و كعبتين را يك بار او اندازد و يك بار حريف و صورت او اينست جدول و شطرنج ديگر هست كه آن را بدايره نهادهاند و در ميان دائره دايره كوچكى گذاشتهاند كه هرگاه شاه درماند در آندايره رود و آنجا هيچ بر او نيفتد مگر از آنجا بيرون رود و در اين شطرنج نيز پياده فرزين نشود و فيلها به يكديگر رسند . و چون دو پياده از يك روى برآيند يكديگر را بزنند و باختن او همچون مرقع معروفست و وضع او بر اينصورتست ( صورت در صفحه بعد ) شطرنج ديگر هست كه به 7 كوكب و 12 برج نهادهاند و بروج بر كواكب قسمت كردهاند . چنان كه سير خانهاى ايشانست و عدد سير هر يك بمرتبه فلك او نهادهاند چنان كه زحل 7 خانه رود و مشترى 6 و مريخ 5 و آفتاب 4 و زهره 3 و عطارد 2 و ماه 1 و مهره را در ميان نطع بنهند و كعبتين بزنند . هر كه را آيد آغاز باختن كند و يك مهره بردارد و بهر كدام از آنخانهاى او كه خواهند بنهند چنان كه اگر زحل باشد خواهد در جدى بنهد و خواهد در دلو و علي هذا پيوسته يكى او يكى حريف بازد و تا مهره تمام بنهند آنگاه هر مهره كه خواهد بردارد و بهر خانه كه خواهد بنهد ، پس اگر به خانه كه آن كوكب را در آنخانه رجعت بود چندانكه آمده