شمس الدين محمد بن محمود آملي
564
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
بوده اما آنوقت كعبتين دو بود و لعب فارد و خانگين او يك كعبتين و پنج منصوبه ديگر كه اكنون هست افزود و بمملكت هندوستان فرستاد و آداب شطرنج آنست كه چون شطرنج فرو ريزند بگذارند تا اول آنچه حريف خواهد بر دارد و بگذارد تا اول او ببازد و اگر حريف در بر داشتن و باختن الحاح كند مبالغه ننمايد بلكه سياهى را به او بگذارد كه بزرگان بيشتر بسياه باختن عادت كردهاند و در شطرنج بسيار سخن نگويد كه حريف از آن ملول شود و خاموش نيز نباشد كه بر گران جانى حمل افتد . و چون حريف دير بازد بزود باختن الزام نكند اما خود زود بازد كه از دير باختن حريف و حاضران ملول شوند و اگر حريف بر او به چيزى زياده شود چنان كه از روى دانش بردن يا قايم كردن را اميد نباشد تصديع ندهد و بريزد و اگر به چيزى زياده شود نگويد بردم يا بريز كه چيزى نميشود يا مانند آن كه از آن رنجش و ملالت خيزد . و اگر حريف گويد كه قايمست فرو ريزد و اگر كسى حريف را تعليم دهد خصم را از باختن آن و آنشخص را از تعليم آن منع نكند چه او را بر هيچيك از ايشان حكم نرسد . اما شرط ناظر آنست كه بهيچوجه تعليم كسى ندهد چه گاه باشد كه هر دو از او برنجند . و گويند در هند عادت بود كه اگر كسى را بوزارت يا خدمت و ملازمت ملوك امتحان كردندى پيش او شطرنج باختندى اگر خاموش نظاره كردى بر كفايت او حكم كردندى و آنمنصب را به دو دادندى و اگر تعليم كردى بر بى ثباتى او حكم كردندى و اگر در ميان دو خصم خلاف افتد و از او گواهى طلبند اگر چه داند شرط آنست كه نگويد مكر از براى آنكار نشسته باشد بلكه گويد نديدم و اگر از ناگفتن او وحشتى متصور بود راست بگويد و بايد كه چندانكه تواند براست باختن عادت كند ،