شمس الدين محمد بن محمود آملي
558
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
را كه بر او رقم د است باسفل او ملصق كنيم و طرف ديگر كه برو رقم ح است به اعلى و انبوبى ديگر مثل انبوبه ه و باشد برو سازيم همچنانكه غلاف انبوبه ح د باشد و طرف ح مسدود و طرف د مفتوح باسفل قدح و از وصفى كه كرديم معلوم مىشود كه چندان كه آب يا شراب در اين قدح ريزند مرتفع شود و از او هيچ ريخته نشود تا برقم ح رسد كه طرف انبوبه ح د است . و چون چيزى از آن به مقدار مثقال زياده كنند در انبوب ح د روان شود و بعضى مر بعضى را جذب ميكنند تا هر چه در قدح باشد همه منجذب شود بواسطه آنكه طرف انبوبه ج د از ه و زيرتر است بر اين صورت . و اگر خواهيم ابريقى سازيم كه مقدار آب در او گنجد اگر متصل ريزند قبول كند . و اگر در ميانه ريختن را قطع كنند ديگر هر چند ريزند قبول نكند مثلا ابريق را ا ب فرض كنيم و بر سر او صفحه ح را الصاق كنيم و بر صفحه ح از داخل انبوبه ه مسدود الطرفين بر او ملصق گردانيم و در ميان صفحهء ثقبه ح باز كنيم و از آنجا انبوبه ط ى كه داخل بانبوب ه و شود و منفذ او به طرف اسفل ابريق رود اخراج كنيم و بانبوب ه و پيش نقطه و الصاق و بر طرف انبوب ط ى انبوبى فراختر از آن ساز دهيم كه ان انبوب ك ل باشد . چنان كه طول او نصف طول انبوب ه و بود و انبوب ط ى را پر كند مادام كه بر سبيل اتصال ريزد مقدار متحمل قبول كند . و چون ريختن را قطع كنند آنچه در هر دو انبوب ط ى ه و باشد در انبوب ك ل رود و آنچه در نصف اعلى بوده باشد فارغ شود و حينئذ چون از ثقبه خواهند چيزى در او ريزند قبول نكند بواسطه آنكه انبوب ك ل پر باشد و صورت او اينست « 1 » از جمله آنچه استخراج كردهاند چراغيست كه فتيله آن به خود روشن گردد و چراغى كه در صحرائى نهند هر چند باد تندى بهمرسد آن چراغ را فرو نتواند
--> ( 1 ) نسخى كه در دست داشتيم هيچيك صورت اين ابريق را نداشت و ميتوان چيزى تصور كرد اما اطمينان بمطابقت آن با مقصود مؤلف نيست