شمس الدين محمد بن محمود آملي
545
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و اگر در خانه ضمير افتد سؤال از نكاح بود و غايبى كه به دو رسد يا از بهر طمعى كه به كسى دارد يا از چهار پاى يا از چيزى كه از دست او رفته باشد و خواهد كه بدست آيد . نصرة خارج بافتاب تعلقدارد و از بروج باشد و مذكر است و سعد دلالت كند بر چيزهاى گرم و خشك و تلخ و بويهاى خوش و مواضع بلند و بر سلاطين و ملوك و رؤساء و مهتران با تهور و خردمند و بدخوى و تمام قد و تنك روى و شهلا چشم و سياه موى و نيرومند . و اگر در خانه ضمير افتد سؤال از حاجت بود نزد امير يا مهتران و پادشاه يا كسى كه معجب باشد به خود يا از سفرى يا غايبى يا چهار پائى كه از او رفته باشد و اگر بسيار و مكرر باشد نيك باشد . عتبه خارج به رأس تعلقدارد مؤنث است و نحس دلالت كند بر معدنيات و نباتات و چيزهاى زرد رنك و بر مواضع دود خورده و خانهاى خراب و بر اهل شر و فسق و مردم ميانه بالا كه بر ابرو موى بسيار داشته باشد . و اگر در خانه ضمير افتد سؤال دزديده بود يا چيزى كه از دست رفته باشد عتبه داخل تابع لحيانست . بعضى گويند كه بزهره تعلقدارد و بعضى گويند به مشترى و سعد است و نر دلالت دارد بر معدنيات و چيزهاى گرم و رنگهاى زرد و بويهاى لطيف و بستانهاى خوش و آبهاى روان و بر اهل فضل و سعادت و مردمان نيك سيرت و زيرك و عاقل و ميانه بالا و فراخ سينه و تنك چشم و پهن پيشانى . و اگر در خانه ضمير افتد سؤال از نكاح يا سرائى كه خواهد در آنجا مسكن سازد يا از عمل و شغل كه خواهد حاصل كند يا چيزى كه بمال تعلقدارد اجتماع بعطارد تعلق دارد . و از بروج بسنبله و ممتزجست دلالت كند بر چيزهاى ترش و رنگهاى بر هم آميخته و بر مواضع نقش كرده و چيزها بر آنجا نوشته و بر مردم اهل ادب و اطبا و خوشخوى و چرب زبان اما منافق و شرير باشد و بر دربانان و طوافان و مكاريان و مسخركان .