شمس الدين محمد بن محمود آملي

542

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و در ترتيب اشكال ايشان خلاف بسيار است اكثر ارباب اين صناعت برآنند كه بر اينوجه است كه نهاده شد و از اين اشكال حمره و نقى الخد و نصره خارج و قبض الداخل آتشىاند و مشرقى و لحيان و عتبه داخل و اجتماع و كوسج هوائى و مغربىاند و بياض و قبض الداخل و طريق و جماعت آبى و شمالى و نصرة داخل و انگيس و عتبه الخارج و عقله خاكى جنوبى . فصل چهارم در معرفت صواحب اشكال و سعاشت و نحوست و دلالت هر يكى لحيان به مشترى تعلق دارد و از بروج بحوت و سعدست دلالت كند بر نباتات و از لون سفيدى كه با زردى زند و با سرخى مايل باشد و بر كوههاى بلند و بناهاى عالى همچو قلاع و قصور و بر مفتيان و قاضيان و زهاد و اشراف كه دراز بالا و خوش لقا و پهن روى و گاو چشم و دراز موى و خوش خلق باشد . و از معادن بر رصاص و از مطعوبات بر حلاوت و از مشمومات بويهاى خوش و چون در خانه ضمير افتد چنان كه در آخر بدان اشارتى كرده شود ضمير از سعي كردن بود در طلب حق و راستي يا پيش قاضي رفتن يا مشورتي با صاحب راى كردن يا سؤال از غايبي با فرزندان خويش . قبض الداخل نيز به مشترى تعلق دارد و او مذكر است و سعد دلالت دارد بر معدنيات و نباتات و در رنك سپيد مايل بزردى و از طعم بچيزهاى ترش و شيرين و بويهاى خوش و بر بازار صرافان و قپانداران و بر مردم كريم نهاد و طالبان حق و دراز بالا و فراخ چشم و بزرك سر و خوبصورت . و چون در خانه ضمير بود سؤال از مال باشد و از بستگى احوال يا زنى نيكو و يا از چهار پايان يا غايبى يا طمع از كسى .