شمس الدين محمد بن محمود آملي
510
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
پس بسطر آخر طولى آيند و بعدد نصف باقى كه 4 است در 2 خانهء او كه آن بيت هفتم و بيت هشتم باشد 12 و 13 بنهند ، پس با سطر اول طولى رجوع كنند و در يك بيت او كه عدد ربع است و آن بيت نهم بود 14 را بنهند پس سطر اول عرضى آيند در يكبيت او كه عدد ربع بود و اين بيت هشتم باشد 15 را بنهند و از آنجا بسطر آخر عرضى آيند و بعدد نصف مذكور در 2 خانه او اعنى خانه پنجم و ششم 16 و 17 بنهند ، پس با سطر اول عرضى رجوع كنند و بعدد ربع مذكور نوبت دور يكخانه او اعنى هفتم هيجده را بنهند ، و حينئذ وضع اعداد در اين دور تمام شده باشد و نوبت دور دويم بود كه آن هشت در هشت است و زوج الزوج ، و چون طريق آن بعد از اين خواهد بود بر اين اقتصار كرده شد و وضع اعداد در غير اين خانها ممكن بود ، اما چون يكوضع معلوم شد ديگر اوضاع بر محصل پوشيده نماند آمديم با كيفيت وضع اعداد در مربعات زوج الزوج بر طريق وفق تام بدانكه اول مربعات زوج الزوج 4 در 4 است ، و اگر چه از مربعات وفق تام نيست چه مربعى كه در ضمن اوست اعنى دوى در دو وفق ندارد و وضع 4 در 4 بسيار نوع تواند بود ، چنان كه بعضى به 4 هزار نوع 4 در 4 وضع كردهاند و در آن استبعادى نيست زيرا كه 4 در 4 شانزده خانه است و وضع واحد در هر خانه از آن ممكن و چو واحد را در يكى از آن خانهها اعنى خانه اول بنهند 2 را در 15 خانه باقى وضع توان كرد ، پس معلوم شود كه بر تقدير آنكه واحد در خانه اول موضوع شود بايد 15 نوع ممكن بود ، و چون سه را خواهند كه وضعكنند در 14 خانه باقى وضع توان كرد و چون 15 را در 14 ضرب كنند 210 حاصل شود و اين اوضاع ممكن از واحد است