شمس الدين محمد بن محمود آملي

507

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و چون بقطر رسيد از آن جا به بيتى كه بالاى وسط سطر اول عرضى بود روند و بيست را در آن جا وضع كنند و چون به بيت مجاور قطر رسيد و وضع نصف بيوت اين دور نيز تمام شد بدور سيم رسند كه آن 3 در 3 است و بيست و يك را كه عدد نوبتست در بيت وسط سطر اول طولى بنهند و بر آنطريق كه در وضع اعداد 3 در 3 ياد كرده شد بنهند تا 25 رسند در بيت وسط مربع اصل موضوع شود . پس عدد اقسام ضلع اين مربع كه 7 است در نفس خود ضرب كنند و يكى به آن جمله بيفزايند تا 50 شود . پس 24 را از آن نقصان كنند و باقى را كه 26 باشد در قطر خالى كه كه مقابل او باشد بنهند 23 را از آن نقصان كنند و باقى را كه 27 است در مقابل آن بنهند بر اين طريق بيوت خاليه را ممتلى گردانند و وضع بيوت خاليه را هر طريقى كه خواهند . بعضى بر توالى اعداد و بر غير توالى ممكن باشد چنان كه اگر خواهند اول بيوت خاليه دور اول را وضع كنند و بعد از آن بيوت دور ثانى يا بر عكس يا اول بعضى از دور بنهند پس ببعضى ديگر اما بهتر و آسانتر آن باشد كه چون نصف بيوت مجموع ادوار را بنهند ابتدا از دور اخير كنند و بقهقرا باز پس روند و اعداد طبيعى را بر توالى بنهند . مثلا چون عددى را از مجموع مربع ضلع با واحد نقصان كنند و باقى را در مقابله آن عدد ننهند . پس بعددى نگاه كنند كه به يكى از عدد اول كمتر باشد و در مقابله او عددى را كه بر توالى عدد ثانى موضوع باشد بنهند و باز بعددى نگاه كنند كه كمتر از عدد ثانى باشد به يكى در مقابلهء او عدديكه بر توالى عدد موضوع بود بنهند . و همچنين تا آخر اعداد مثلا مربع در مذكور چون 25 را وضع كردند و نصف عدد بيوت تمام شد 24 را از 50 نقصان كنند و باقى را كه بيست و شش است در مقابل بيست و چهار بنهند . پس 27 را در مقابله 23 و 28 را در مقابله 22 و 29 را در مقابله 21 و 30