شمس الدين محمد بن محمود آملي
493
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
اجمال ذكر كنيم تا فايده اتم باشد . بلاد افرنج بغايت بسيط و عريض بود و يكحد او از جانب جنوب درياى روم است و يكحد از جانب شمال بلاد روس و ترك و حد ديگر از طرف مشرق بلاد يونان و حد چهارم بحر محيط غربى معروف به اوقيانس دار الملك فرنگيان روميه عظمى است و او را ستورنوس كه نمرود است بنا نهاده و سبب آنكه او را پسرى بود پدر را بگرفت و خادم ساخت ستورنوس ازو بگريخت و به افرنج رفت و آن شهر بنا كرد و بعد از آن چون نوبت پادشاهى بر ملوس رسيد آنشهر را بارو كشيد نام خود بر آن جا نهاد . گويند دور او تقريبا بيست فرسنك باشد و 360 برج بر باروى او ساختهاند و بيشتر قياصره آنجا نشستندى و اكنون مقام پاپا است و ابتداى ولايت افرنج از زمين مغربست آنجا كه درياى محيط و روم چنان به هم نزديك شوند كه ميان ايشان پنج فرسنك فاصله باشد و انزمين را اسبانيا خوانند طول او يك ماه راه باشد آنجا چند پاره شهر است معروف همچو مكنسا و مرسيه و مانيه و شاطبه . اين شهرها را در اوايل عهد اسلام مسلمانان فتح كردند و در دست پادشاهان مغرب بود و در سنه ستين و ست مائه از دست ايشان بيرون رفت و از ابتداى نقطه مغرب از جانب شمال ولايتى است طول آن يك ماهه راه پادشاهى معين دارد و پيوسته ميان او و پادشاهان اسبانيا جنك باشد و محاذى آنزمين در ميان درياى محيط دو جزيرهاند : يكى ايرنيا « 1 » آنزمين را خاصيت آنست كه در آنحشرت زهردار متولد نشوند و مردم آنجا دراز عمر باشند و سرخ روى و بلند بالا و قوى هيكل و در آنجا چشمه
--> ( 1 ) در همه نسخ چنين بود و البته مراد از آن جزيره ايرلند است كه با جزيره ديگر مملكت انگليس را تشكيل ميدهند اما قصه درخت مرغ افسانه است