شمس الدين محمد بن محمود آملي
476
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و بعضى طول عمارت را يكصد و هشتاد درجه نهادهاند و عرض شصت و شش و هر درجه را بيست و دو فرسنگ گرفتهاند و هر فرسنگى را سه ميل و هر ميل را سه هزار گز و هر گز را بيست و چهار انگشت و هر انگشتى را بعرض شش جو بهم باز نهاده پس برين تقدير مقدار مساحت معموره هشت هزار هزار و صد و چهل و سه هزار و سيصد و هشت فرسنگ باشد . و بعضى مبدء عمارت از جانب مشرق كه آن را كنك دز خوانند گيرند و بعضى از جانب مغرب از جزاير خالدات كه در درياى مغربست و اين جزاير اكنون خرابند و وسط عمارت جائيست كه طولش ربع دور بود و عرضش از خط استوا سى و سه درجه و كسرى نيم آنچه عرض تمامى معموره است و طول بلد عبارتست از قوس دايره معدل النهار كه ميان دائره نصف النهار مبدء طول عمارت از مغرب و ميان دايره نصف النهار آن بلد واقع باشد . و عرض بلد عبارتست از قوسيكه ميان معدل النهار و سمت الرأس آن بلد واقع بود و هر شهرى كه عرضش از 33 درجه و 12 دقيقه كمتر بود جنوبى باشد و هر چه بيشتر باشد شمالى . و اصحاب تجربه گفتهاند آنچه از زمين معمور است صد ساله راهست 80 از آن جمله ولايت ياجوج و ماجوجست از بلاد شمال كه متصل ببحر ظلماتست و از باقى چهارده ساله راه ولايت سودان مغربست و 6 ساله راه ديگر كه باقى ماند آقاليمى كه مساكن عرب و عجمست ، و چون شرح احوال بقاع و بلدان تمامت معموره و بيان عرض و طول آن درين كتاب ميسر نشود طول و عرض . بعضى او آن بيان كنيم و بر ديگر بلاد بر سبيل اجمال اشاره كنيم و چون عادت منجمان چنانستكه هر آنچه طول كمتر باشد تقديم كنند و بدان ترتيب روند تا آنجا كه بنهايت رسد ما نيز تتبع ايشان كرديم