شمس الدين محمد بن محمود آملي

469

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

اختيار كرده باشند و خواهند ارتفاع آفتاب يا كواكب معلوم كنند در آنوقت تا وقت نگاهدارند چون ارتفاع موافق آن ارتفاع شود دانند كه وقت طلوع آندرجه است كه اختيار كرده‌اند . طريق اين عمل چنان بود كه چون آندرجه كه جهت طالع تعيين افتاده باشد بر افق شرقى نهند و نگاه كنند تا درجه آفتاب بر كدام مقنطره افتاده است از مقنطرات شرقيست يا غربى آن ارتفاع آفتاب بود . و چون بدان ارتفاع رسد وقت مفروض بود اگر در آنوقت درجه آفتاب بر مقنطرات نيفتد و تحت الارض بود وقت طالع شب باشد و كوكبى از ثوابت را كه فوق ارض باشد نگاه بايد كرد تا بر كدام مقنطره افتاده است شرقيست يا غربى وقت نگاهدارد تا چون ارتفاع آنكوكب در مشرق يا مغرب بهمانمقدار رسد وقت طلوع آندرجه بود . فصل پنجم در معرفت دائر و ساعات مستوى و معوج چون درجه آفتاب بر مقنطره ارتفاع موجود نهند و مرى رأس الجدى نشان كنند و بعد از آندرجه آفتاب را بر مشرق نهند و مرى نشان كنند و ميان نشان اول و اين نشان بشمرند آنچه حاصل شود دائر گذشته باشد از روز و اگر بر افق مغرب نهند و نشان كنند و ميان نشان اول و اين نشان بشمرند داير باقى بود از روز . و همچنين اگر مرى كوكب را بر مقنطره ارتفاع موجود نهند و نشان كنند و جزء آفتاب را بر افق غربى نهند و نشان كنند و ميان نشان اول و نشان دويم بشمرند دائر گذشته باشد از شب . و اگر جزء آفتاب را يعنى درجه او را بر افق مشرق نشان كنند و از نشان اول تا اين نشان به شمرند داير باقى بود از شب و اگر طالع معلوم باشد و خواهند از طالع دائر معلوم كنند بجاى آنكه كوكب يا آفتاب بر مقنطره مينهند درجه طالع بر افق شرقى نهند و باقى عمل همچنان كنند كه گفته شد داير ماضى يا باقى