شمس الدين محمد بن محمود آملي
457
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و چهار ديگر را كه اوسط باشند با پنج ديگر كه در برابر اينها باشند ادحى النعايم يعنى آشيانه نعايم و آنها كه در حوالى اين كواكب باشند بيض و ستاره روشن را كه بر آخر نهر باشد ظليم و كواكبى را كه ميان اين ظليم و ظليميكه بر فم حوتست باشند فراخ النعايم . ارنب كواكب او دوازدهاند در صورت و او در زير پاى جبار است روى او با مغرب باشد و مؤخر او با مشرق و عرب چهار كوكب او را كه دو از آن بر بدن اويند و دو پاى او كرسى الجبار خوانند . كلب الاكبر كواكب او هيجدهاند در صورت و يازده خارج صورت و او بر صورت سگى در پى كوكبه جوزاست و ستاره روشن را كه بر دهن او باشد شعراى يمانى خوانند بواسطهء آنكه مغيب او طرف يمن باشد و شعراى عبور نيز خوانند بواسطه آنكه از مجره عبور كرده است و آن را كه بر پنجه او باشد مرزم عبور خوانند و چهار ديگر كه بر كتف و ذنب و فخد او باشند عذارى و چهار كه بر يك رشته باشند خارج صورت قرو دو دو ستاره ديگر روشن كه آن خارج صور باشند حضار و وزن بعضى محلفين بواسطه آنكه چون پيش سهيل برآيند مردم در گمان افتند كه يكى از ايشان سهيل است و بر آن سوگند خورند و بعضى محنثين بواسطه آنكه چون سوگند بدروغ خورده باشند در حنث افتد . كلب المقدم اين دو كوكباند واقع ميان دو كوكب نير كه بر سر تواميناند و ميان كوكبيكه بر فم كلب الاكبر است يكى را كه روشنتر است شعراى شامى خوانند بواسطه آنكه اين جا غايب شود و او را شعراى غميضا خوانند بواسطهء آنكه گويند او اخت سهيل است چون ازو دور شود از براى او ميگريد و اين هر دو را ذراع الاسد المقبوضه خوانند .