شمس الدين محمد بن محمود آملي
452
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
باشد و روشنتر ذنب دلفين خوانند و چهار ستاره را كه در ميان او باشد عرب قعود خوانند و عامه صليب و آن را كه بر ذنب او باشد عمود الصليب . قطعة الفرس چهار ستارهاند در پى دلفين دو از آن بر دهن او و دو بر سر ، فرس الاعظم كواكب او بيستاند و كوكبى را كه بر سينه اوست مشترك ميان او و ميان مراه مسلسله سرة الفرس خوانند و كوكبى را كه بر كتف اوست جناح الفرس و آن را كه بر منكب اولست متن الفرس و عرب اين چهار را دلو خوانند و دو كوكب را كه بر بدن اوست نعام و كرب نيز خوانند . بواسطهء آنكه عرب آنموضع دلو را كه ريسمان درو باشد كرب خوانند و دوى ديگر را كه بر سر او باشند سعد البهام و دو را كه بر گردن او باشند سعد الهمام و دو را كه بر سينه بهم نزديكند سعد البارع و دوى ديگر را كه بر زانوى او باشند سعد المطر المراة المسلسله كواكب او بيست و سهاند در صورت و او را كوكبى جز سرة الفرس كه بر سر اوست مشترك ميان او و ميان فرس نيست و از براى اجتماع كوكبى چند هيان هر دو پاى او او را تشبيه كردند بزنيكه مسلسل باشد و كوكبيكه بر بالاى سر او باشد بطن الحوت خوانند . الفرس التام كواكب او سى و يكاند و او بر صورت اسبى است خوش شكل شبيه بفرس اعظم الا آنست كه فرس اعظم را كفل و هر دو پاى نيست و بعضى از كواكب فرس اعظم داخلاند در صورت اين فرس . المثلث كواكب او چهارند واقع در ميان شرطين و ميان كوكبيكه بر پاى راست