شمس الدين محمد بن محمود آملي
436
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و بعضى گفتهاند آنست كه چون در امتداد شعاع بصر افتد طرف او وسط او را بپوشاند و او را در صناعت ده نام است ضلع ، ساق ، عمود ، قاعده ، جانب ، قطر ، وتر ، سهم ، ارتفاع ، مسقط حجر . و خط منحنى آنست كه نقطهاى مفروضه در او متحاذى نباشند و سطح مستوى آنست كه ممكن باشد كه از جميع جهات از او خطوط مستقيمه استخراج كنند و زاويهء مسطحه آنست كه از سطح واقع ميان دو خط كه متصل باشد نه بر استقامت حاصلشود پس اگر بحيثيتى باشد كه يكى از دو ضلع او را اخراج كنند او با ديگرى با زاويهء مثل اولى محيط شود هر يكيرا از آن دو زاويهء قائمه خوانند و هر ضلعى عمود بود بر ديگرى . و اگر متفاوت باشند آن را كه كوچكتر بود حاده و آن را كه بزرگتر باشد منفرجه و شكل آنست كه حدى واحد يا حدود برو محيط شود . پس آنكه محيط حدى واحد بود آنحد اگر سطح باشد آنشكلرا كره خوانند و اگر خط باشد دايره و آنخط را محيط دايره و خطيكه دايره را بر دو قسم متساوى كند و لا محاله بر مركز او گذرد قطر دايره خوانند و اگر به دو قسم مختلف كند به نسبت با هر يكى از آن دو قسم محيط او را وتر خوانند و به نسبت با هر يكى از آن دو قطعه دايره قاعده و شكلى را كه حادثشود از قوسى از محيط و دو خط مستقيم كه بر مركز ملتقى شوند و هر يكى از آن به قدر نصف قطر دايره باشد آن را قطاع دائره