شمس الدين محمد بن محمود آملي
417
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
ششم آنكه اگر يكى از عشرات باشد و ديگرى مات و درينجا بهر يكى از حاصل هزار گيرند . هفتم آنكه يكى از عشرات باشد و ديگرى از الوف و درينجا بهر يكى از حاصل ده هزار گيرند . هشتم آنكه هر دو از مات باشند و درينجا نيز بهر يكى از حاصل ده هزار گيرند . نهم آنكه يكى از مات باشد و ديگرى از الوف و اينجا بهر يكى از حاصل صد هزار گيرند و بر بن قياس . دهم آنكه از هر دو الوف باشند و اينجا بهر يكى از حاصل هزار هزار گيرند و برين قياس . و اگر اعداد مركبه باشد تحليل مركب كنند بمفرد و هر فردى را از مضروب در هر يكى از مضروب فيه ضرب كنند . چنان كه خواهند 5 را در 25 ضرب كنند 5 را يك بار در 5 ضرب كنند و بار ديگر در بيست و حاصل هر دو را جمع كنند مطلوب آن باشد . و اگر خواهند كه 15 را در 16 ضرب كنند 5 را اول در 6 ضرب كنند و بعد از آن در ده و ده را در 6 ضرب كنند و در ده و همه را جمع كنند و اگر تركيب بسيار شود چنان كه خواهند 125 را در 346 ضرب كنند از براى تسهيل جدولى رسم كنند بعدد مفردات حاصل ضرب كه درين مثال آن پنجست اول صد را در سيصد ضرب كنند و حاصلرا كه سى هزار باشد در جدول عشرات الوف بنهند . پس همان 100 را در 40 ضرب كنند و حاصلرا كه چهار هزار باشد در جدول آحاد الوف نهند و هم در 6 ضرب كنند و حاصلرا كه آن 600 باشد در جدول مآت بنهند و 100 را خط در كشند و بعد از آن بيست را در 300 ضرب كنند و حاصلرا كه 6 هزار باشد در جدول آحاد الوف در زير آنچه اول نهادهاند