شمس الدين محمد بن محمود آملي

396

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

آنخطوط بماند كه خطوط بر آنجا نيفتاده باشد آن را ادراك نكند و زعم بعضى آنست كه شعاعى مستقيم از بصر خارج شود . چون بمبصر رسد بر سطح او بر طول و عرض حركت كند حركتى بغايت سريع چنان كه از غايت سرعت او حس ادراك او نتواند كردن و بدانحركت مخروطى مصمت حاصل شود كه موجب ابصار گردد . و بعض ديگر گفتند در حالت فتح اجفان آن مخروط مصمت دفعة بيزمان محسوس حادث شود . و قومى ديگر گفتند شعاعيكه بدآن ابصار حاصل شود قوتيست نورى كه از بصر منبث مىشود و بمبصر ميرسد و احساس بدآن قوتست . و جمعى ديگر گفتند هوا چون ببصر متصل شود ازو كيفيتى قبول كند و در حال بواسطه آن كيفيت شعاع شود و بصر بدآن مبصرات را ادراك كند و ادله هر طايفه را با ضعف آن شيخ رئيس در شفا ياد كرده است چون در ايراد آن فايده نبود از آن اعراضكرده شد . و مختار پيش محققان اين فن آنست كه ابصار بانطباع صورت است و مراد به صورت پيش اهل صناعت ضوء و لونست و پيش ايشان آنست كه چون مبصرى مقابل بصر شود ميان سطح بصر يعنى آنقدر كه مقابل ثقبه است و بميان هر دو نقطه ازو مخروطى متشكل شود و صورت نقطه در آن مخروط بجميع سطح بصر از جميع سطح سموتى كه آن مخروط ملئتم شده باشد درو نفوذ كند تا به رطوبت جليدى رسد ليكن ادراك بجر از سمت واحد حاصل نشود . چه اگر جميع سموت حاصلشدى يكچيز را صور بسيار ديدندى و آنصور ممتزج شدندى و امتياز حاصل نشدى و محسوس خلاف اينست و آنسمت نشايد كه سمت انعطافى باشد چه بعضيرا بر بعضى ترجيح نيست بلكه از سمت عمود باشد چه او بالطبع متميز است و بجز يكى بيش نيست و هر چند كه در ابصار خطوط شعاعى را نيز مدخلست