شمس الدين محمد بن محمود آملي

389

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

باب هفتم در خواص بقاع هر بقعه كه بر خط استوا باشد دايره معدل النهار به سمت رأس آن بقعه افتد و دو قطب معدل النهار بر دايره افق از دو جانب و دايره افق جملگى مدارات يومى را به دو نيمه كند يك نيمه ظاهر و ديگر نيمه خفى و آنجا جميع كواكب را طلوع و غروب بود و مدت مكث ايشان فوق الارض مساوى مكث تحت الارض باشد بدين سبب پيوسته روز و شب متساوى باشند و فلكرا قياس به آن اقاق كره منتصبه و مستقيمه خوانند . و دور فلك آنجا دولابي بود و دايره منطقة البروج دو وقت به سمت رأس بگذرد و در آن دو وقت دو قطب فلك البروج هم بر افق باشد و دائره ماره باقطاب اربعه بر دائره افق منطبق شود و فلك البروج و معدل النهار هر دو بر سطح افق قائم و از اول حمل تا اول ميزان اجزاء فلك البروج از جانب شمال سمت الرأس گذرد و قطب شمالى فلك البروج تحت الارض باشد و قطب جنوبى فوق الارض و چون قطب جنوبى بغايت رسد دائرهء ماره باقطاب اربعه بر نصف النهار منطبق شده باشد و و به سمت الرأس بگذرد و ارتفاع قطب جنوبى در آنوقت به قدر ميل كلى باشد و غايب دورى فلك البروج از سمت الرأس در موضع سر سرطان از جانب شمال هم به قدر ميل كلى باشد و از اول ميزان تا اول حمل اجزاى فلك البروج از جانب جنوب سمت الرأس گذرد و قطب شمالى فلك البروج فوق الارض باشد و قطب جنوبى تحت الارض و غايت ارتفاع قطب شمالى آنجا بود كه دائره ماره بر نصف النهار منطبق شود و اول جدى بر نصف النهار بود در غايت بعد از سمت الرأس و ارتفاع قطب و بعد اول جدى از سمت الرأس هر يكى به قدر ميل كلى باشد و آفتاب آنجا دو نوبت به سمت الرأس رسد و آن در دو نقطه اعتدال بود و در آن دو روز بوقت نصف النهار اشخاص را آنجا سايه نباشد و در يك نيمه باقى سال سايه در جانب