شمس الدين محمد بن محمود آملي
385
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
حامل او چون خارج مركز است ، پس نصف قطر تدوير را در وقتى كه به زمين نزديك باشد بزرگتر بيند و اختلاف بيشتر و در وقتى كه دور باشد از زمين بخلاف اين . سيم اختلافيكه قمر را بر صوب نقطه محاذات اتفاق افتد و كواكب متحيره را بر مركز خط مدير يا بر مركز فلك معدل المسير و شمس را در عرض اختلاف صورت ببندد چه او را عرض نباشد . اما ساير كواكب چون از فلك البروج بجانب شمال يا جنوب ميل كنند ايشان را عرض بود و در آن اختلاف واقعشود و آن اگر بواسطه ميل فلك مايل بود از فلك البروج آن را عرض فلك خارج المركز خوانند و غايت آن مر زحل را ب ل و مشترى را ال و مريخ را ا ك و زهره را هاى و عطارد را هامه و قمر را ها بود و قمر را غير ازين عرض نباشد . اما متحيره را اختلافى ديگر باشد و آنميل ذروهء تدوير و حضيض او باشد از فلك كه آن را عرض تدوير خوانند و غايت اين عرض مر زحل را وها و مشترى را ب مو و مريخ را ب لب و زهره را ب ل و عطارد را و مه و زهره و عطارد را اختلاف ديگر خاص باشد كه آن را ور اب و انحراف و التوا خوانند و غايت آن مر زهره را ه ل و عطارد را خ و اگر درين باب زياده خوضى رود بتطويل انجامد . باب ششم در هيأت سطح زمين و ذكر اقاليم زمين بر وجهيكه ياد كرده شد كرويست و آب باكثر او محيط و معمور ازو كمتر از يك ربعست كه آن را ربع مسكون خوانند . و چون مركز زمين مركز عالمست پس سطح دايرهء معدل النهار بر سطح زمين دايرهء احداث كند كه آن را استوا خوانند .