شمس الدين محمد بن محمود آملي

358

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

فصل ششم در اختلاج اعضا سبب بسيارى اختلاج آن بود كه ماده ريحى در موضعى از مواضعى بدن محتبس شده باشد طريق خلاص جويد و بواسطه آن عضو را در آنموضع حركتى محسوس شود و اينمعنى چون از طبيعت بحسب ضرورت اتفاق افتد آن را در وقايع خير و شر چه اثر باشد اما چون بعضى آن را اعتبار كرده‌اند و از آنجا بوقوع حوادث استدلال ساخته و احكام بسيار نوشته چنان كه بيشتر مردم بوقت حدوث آن رجوع كنند نخواستم كه كتاب از آن خالى باشد بدانكه اگر كسى را تارك سر از جانب راست بجهد با قومى خصومت كند و اگر جانب چپ باشد خيرى به دو رسد و اگر پس سر از جانب راست بجهد گويند ببزرگى پيوندد و اگر از جانب چپ باشد سفر كند و اگر ابروى راست بجهد مقصود حاصل شود و اگر چپ بجهد با كسى خصومت كند و ظفر ازو باشد و گفته‌اند بديدار دوستى خرم شود و اگر مژه بالائين چشم راست بجهد غايبى به دو رسد و روزى حلال يابد و اگر چشم چپ باشد رسيدن غايب و ذكر جميل بود و اگر همه چشم راست بجهد در زبان مردم افتد و اگر چپ باشد روزى حلال بود و اگر رخسار او از جانب راست بجهد عزت و جاه و تندرستى يابد و اگر جانب چپ باشد پشيمانى و خجالت از كرده خود و بعضى گويند رسيدن غايب بود يا زن خواستن و اگر ميان روى راست بجهد فرزندى بود خجسته و با سعادت و اگر چپ باشد دولت و مرتبه يابد و اگر همه بينى بجهد توانگرى بود و اگر ديوار بينى از جانب راست بجهد بيمارى باشد با سلامت و اگر سوى چپ باشد شادى و اگر همه سر بينى بجهد غمى به دو رسد از مرگ كسى و اگر لب