شمس الدين محمد بن محمود آملي

344

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

او اصفهانى بود و بعد از آن هرونى و بعد از آن درونى كه از ولايت زابلستان آرند أز موضعيكه معدن زر باشد و او چشم را روشنائى دهد و سياه گرداند . حجر اليهود سنگى است دريائى و گويند او در دريا نرم باشد و چون باد برو جهد سخت شود و او را از جانب مغرب آرند و او ميل بكبودى دارد و نورفشان بود و اغلب او گرد بود به قدر جوزى خرد و برو خطها باشد گويند سنك مثانه را پاك كند و خون از مقعد باز دارد اما معده را بغايت مضر بود . حجر الحيه و آن سنگيست سياه از جنس پادزهر و اندكى خاكسترى رنك باشد و بعضى گويند چون مار گزيده بر خود بندد فى الحال شفا يابد و زهر ازو بيرون رود و به علت نسيان هم سود دارد . حجر حبشى از ديار حبشه آرند و زرد رنك بود اما چون به آب بسايند مانند شير شود و طعم تيز دارد و در امراض چشم به كار دارند . حجر زيت سنگى است كه چون آب برو زنند آتش برافروزد و چون روغن زيت برو زنند آتش او فرو نشيند و معلوم نيست كه معدن او كجا است و خاصيّت او آنست كه مار و كژدم و ديگر حيوانات گزنده ازو بگريزند . سنگ يرقان سنگى است خرد كسى كه او را يرقان باشد آن سنك را با خود دارد و برو نگرد صحت يابد گويند طريق حاصل كردن او آنست كه بچه خطاف را بزعفران زرد كنند چون مادر او را چنان بيند چنان پندارد كه او را علّت يرقان بهمرسيده آن سنگرا بياورد و نزديك بچه نهد پس آن سنگرا از آشيانه او بردارند و معلوم نيست كه اين اصلى داشته باشد . سنگ عقاب گويند بر عقاب تخم نهادن دشوار بود اين سنگرا بياورد و در آشيانه خود نهد تا برو آسان شود و او بغايت سبك باشد و چون بجنبانند چيزى در ميان او آواز كند از براى عسر ولادت نيكو باشد . باغض الخل سنگى است كه چون در سركه اندازند از سركه بيرون جهد آن را بتحفه پيش ملوك برند و ديگر خاصيت او معلوم نيست