شمس الدين محمد بن محمود آملي
342
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
سرخ و جگر گون و زرد و سفيد و دو رنگ بود و از همه زردى كه صاف و شفاف بود بهتر باشد و اگر از آن زردى اندكى بسرخى زند بهتر باشد و بعضى سرخ را بهتر دانند و از بسياريكه هست زياده قيمتى ندارد . و داشتن عقيق بفال دارند و مبارك شناسند تا حدّيكه گويند دستى كه در او عقيق باشد اگر بدعا بردارند رد نشود . لاجورد - معدن او كوهيست در حدود ختلان و بدخشان كه معروفست بكوه لاجورد و سنگ لاجورد هر چه نيكوتر بود كه درو نقطها مانند زر توان ديد و هر چه صافىتر و خوش رنگتر باشد بهتر بود و ازو انگشتر و كاسه و كوزه و ديگر ظروف سازند و او را در ادويه چشم به كار دارند و در اسهال صفرا هيچ دارو بهتر از لاجورد شسته نيست و اصحاب ماليخوليا و كسانى را كه خواب نباشد سود دارد و چون بر پلك چشم طلا كنند موى مژه بروياند يشب - معدن او در ولايت چين است در رودخانهء كه يكى را از آن آقتاش خوانند و ازو يشب سفيد خيرد و ديگريرا قراطاش و ازو يشب تيره رنگ و سياه خيزد و از آن كاسها و انگشترىها و ظروف ديگر سازند و گويند هر كه يشب با خود دارد از صاعقه ايمن باشد و بعضى گويند هر كه با خود دارد در چشم مردم شيرين باشد و او را با معده خاصيتى هست چنان كه گفتهاند اگر كسى ازو گردن بندى سازد چنان كه چون بخسبد برابر معده بود معده او قوى شود و اگر ضعفى داشته باشد زايل گردد . بلور - معدن او بهندوستان بود نزديك سرانديب و در عرب هم نوعى از بلور باشد در ميان سنگ و او از بسيارى كه باشد با آنكه از همهء سنگها شفافتر و لطيفتر و آبدارتر است عزتى ندارد و از خواص او آنست كه چون در مقابل آفتاب بدارند از عكس او آتش در پنبه گيرد . مينا - همچو آبگينه است و برنگهاى مختلف و سبز او از همه بهتر باشد و بجاى زمرد به كار برند و ازو ظرف بسيار از قدح و كوزه و غير آن سازند و مرصع كنند و در