شمس الدين محمد بن محمود آملي

338

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و در بعضى از كتب آمده است كه در قديم يكپاره زمرد به وزن دوازده درم به دوازده هزار دينار زر مغربى فروخته‌اند . و از خواص او آنست كه هر كه زمرد با خود دارد خواب بد نبيند و قوت دل دهد و از صرع ايمن باشد و او را در مفرح سرد به كار دارند ، و گويند خون شكم و اسهال باز بندد و دانگى زمرد سوده از زهرها كه داده باشند و از زهر گزندگان خلاصى دهد بى آنكه پوست و موى بيفتد ، و اگر زن آبستن بر خويش بندد به آسانى بزايد . الماس - معدن او در هندوستان باشد و در جزيره‌هاى طرف مشرق و بعضى گويند الماس در رودخانه بود ميان كوههاى سند كه بر سر آنكوهها راه باشد و در ميان آنكوهها از تندى كوهها يا از بيم حيوانات موذى راه نباشد و كسانى كه بطلب الماس روند پارهاى گوشت در آن رود خانه اندازند تا مرغان مردار خوار از آنجا بردارند و بر سر كوه برند تا بخورند يا به بچگان خود دهند الماس پارهائيكه در گوشت نشسته باشد آنجا بيفتد ايشان آنها را بردارند . و بعضى گويند مرغى باشد به شكل خطاف يعنى پرستوك كه در خانها بچه نهند آبگينهء بر سر بچه او نهند او چون نتواند كه نزديك بچه خود رود پارهاى الماس بياورد و بر آبگينه زند و آن را بشكند الماس از آشيانه او بردارند ، اين سخن اصلى ندارد . و الماس چند نوع باشد : يكى سفيد و شفاف مانند آبگينه فرعونى و ديگر آنكه اندكى بزردى زند و آن را زيتى خوانند و ديگر آنكه اندكى با رنك سيماب زند آن را سيمابي خوانند و ديگرى آنكه بسبزي زند مانند چشم گربه آن را گربه چشمى خوانند ، و گفته‌اند سرخ رنك و اكهب و سياه نيز خوانند ، و پاره بزرگ نادر باشد . و الماس را سرها بسيار باشد و كمترين او چهار سر بود ، و او را جز بسرب